کمکهای جهانی در درازمدت به ابتکار و استقلال روانی مردم آسیب میزند
(یکشنبه ۹ قوس) مصاحبه اختصاصی با استاد نادر نورزیی:
مردم افغانستان بیش از هر زمانی وابسته به کمکهای خارجی شده اند و این نیاز روز به روز بیشتر می گردد، دولت افغانستان به خاطر حفظ خودش در قبال کمکها به هر شرط ممکن حاضر است تن دهد، گفتمان ملی توسعه به وجود نیامد و روز به روز طرفهای درگیر در جنگ گفتمان امنیت را برجسته میسازند تا به خاطر جنگ و پی آمدهای آن از کشورهای دیگر بتوانند امکانات مالی و پولی دریافت کنند.

وابستگی بیماری است که یک فرد یا یک ملت را تا مرز نابودی سوق می دهد، این بیماری یک حیات طفیلی و عاریتی و غیر اصیل نصیب یک فرد یا جامعه می سازد، جامعه و انسانی که از حیات اصیل فاصله بگیرند در نهایت مزدوری سرنوشت محتوم شان خواهد بود جامعه عاریتی دیگر نمی تواند برای خویش کاری کند بلکه در سرزمین خودش همواره به نفع بیگانه عمل خواهد کرد.
وضعیت و آیندۀ کمکهای جهانی را با جناب استاد نادر نورزایی در میان نهادهایم، استاد نورزایی از نویسندگان و پژوهشگران به نام کشور میباید.
این گفتو گو را در ذیل میخوانیم:
افغانستان امروز: مشروط سازی اعطای کمکها به مبارزه دولت افغانستان با فساد مانند گذشته در نشست اخیر ژنیو تکرار شد، تفسیر سیاسی این شروط در شرایطی حاضر که مذاکرات صلح در جریان است و مسئله خروج قوا نیز مطرح است چه میباشد؟
نورزایی: از اوایل سالهای 90 میلادی به این سو، سیاست کمکهای انکشافی در جهان غرب در این راستا تغییر نمود که کمک به ذات خود “کمکی” نمیکند. برای اینکه کمکهای مالی و معنوی موثر واقع شود نیاز به نهادها و ساختارهای دولتی کارآمد است که شامل ادره، قضا و قانون است. در این راستا بود که مفهومی به نام “حکومتداری خوب” (good governance) تکامل یافت که یک سری از معیارها تعیین شدند برای اینکه کمک موثر واقع شود. این معیار ها شامل شفافیت، کارآیی، حکومت قانون، دموکراسی و عدالت بود. هر زمانی که یک حکومت از این معیارها پیروی کند، او شامل حکومتداری خوب میشود و میتوان به آن کشور کمک نمود.
کسانی به ضد این مفهوم “حکومت داری خوب” به این نظر بودند که این مفهوم “ایدئولوژیک” است، یعنی نوعی معین از حکومت داری را از قبل تعیین میکند و از طرفی این معیار برای کشور های کمککننده امری مسلم است و پیش فرض قرار داده میشود، درحالیکه برای کمکگیرندهها یک سنگ محک محسوب میشود. امروز کسانی مانند جامعه شناس آلمانی هرالد وِلسر، از این مفهوم فراتر میروند و از “جامعهای خوب” صحبت دارند و مفهوم حکومتداری خوب را به شکل خود ارجاع میآورند.
بناءً، غربیها باید این مانت را تکرار کنند که کمکهایشان وابسته به حکومتداری خوب است. درحالی که میدانند که احتمال حکومتداری خوب در کشوری مانند افغانستان و حاکمان کنونی ناچیز است.
افغانستان امروز: چرا در طول 20 سال اخیر وابستهسازی کشور به کمک خارجی تشدید و تعمیق یافت، آیا جامعه جهانی عمداً نخواست دولتسازی و زیربناسازی شود و اقتصاد رشد کند یا دولت مختار نبود و یا کفایت آن را نداشت که دست به چنین کاری بزند؟
نورزایی: اینکه در 20 سال گذشته کشور هرچه بیشتر وابسته شده، نتیجۀ سنگ بنایی است که کرزی و تیماش گذاشت. تبعات این سیاست، فساد گسترده، بیقانونی، تقویت جنگ سالاران، و دوری مردم از حکومت است. این نظام که کارآیی ندارد و کاملاً طفیلی است، هر چه بیشتر به کمک نیاز دارد و این کمکها به اثر نبود حکومتداری خوب شامل قشر نازکی از جامعه میشود و به آنهایی که باید کمک میرسید نرسیده است. بیکفایتی حکومت عامل مهم این وضعیت است. اینکه جامعه جهانی منابع مالی خویش را مصرف کند و نخواسته باشد که اثر مطلوب را داشته باشد، منطقی ندارد، و یک فرافکنی است.
افغانستان امروز: آیا رابطه میان عمق استراتیژیک و منافع کشورها با اندازه و مقدار کمکهایشان تحت نام “کمکهای جامعه جهانی” جای بحث و نظر دارد؟
نورزایی: مقدار کمکها نه تنها به علاقهای کشور ها برای موثر بودن و “عمق استراتیژیک” مربوط میشود، بلکه به امکانات اقتصادی و اولویتهایشان هم ارتباط دارد. حکومتها اول مسئولیتشان متوجه شهروندان خودشان است و کمکهایشان وابسته به شدت علاقهو امکاناتشان است. در هر صورت ما مردم نتوانستیم از کمکها استفاده اعظمی را برای بهبود زندگی تودهای مردم داشته باشیم و این تنها به حاکمان دزد، خود خواه و جائر ما برمیگردد.
افغانستان امروز: شما هدف، عمق و فلسفه این کمکها را در طول 20 سال اخیر چگونه میبینید؟
نورزایی: برای پاسخ به این پرسش کمی مقدمهپردازی لازم است. سنت روشنگری در غرب و تکیه بر عقلانیت، غربیها را به این نظر واداشته که گویا مُدل دموکراسی و اقتصاد سرمایهداری سرنوشت بشریت است و دیر یا زود کشورهای دیگر راه کشورهای (OECD) یعنی سازمان همکاری و توسعهای اقتصادی را خواهند پیمود. درحالی که تجربۀ اردوگاههای کار اجباری، پاکسازی قومی، اخراج گروههای قومی در زمان استالین و تجربۀ آلمان هتلری، عقلانیت ستیزی انقلاب فرهنگی و نابودی میلیونها انسان در چین و نظام پل پوت در کمبودیا و نظامهای موجود کوریای شمالی، لائوس و برما در نقطه مقابل این اندیشهای روشنگری غربی قرار دارند.
میدانیم که تجربۀ غربی عمری 250 ساله بیشتر ندارد و پایان تاریخ نخواهد بود، وقتی این نظام دیگر نباشد. نظامهای دیگر بسیار عمر طولانیتری از دموکراسی غربی داشتند، ولی در نقطهای از هم پاشیدند. تئوری سیاسی تا حال کمتر به افول نظامها پرداخته است تا عروجشان. به همین دلیل مُدلهای کمی از فروپاشی نظامها از درون و ظهور انواع ناشناخته وجود دارند. هیچ تئوری دولت برای کشورهای اقتدارگرای پساکمونیستی مانند روسیه و چین وجود نداشته است. تئوری برای کشوری بنیادگرا و مدرن مانند ایران هم وجود نداشته است. اینها فورمهای نوظهوراند که کسی انتظارشان را نداشته است.
با وجود این همه “انحراف” از مُدل روشنگری غربی، غربیها حاضر نیستند که قبول کنند که مُدلشان سرنوشت بشریت نیست. به همین دلیل آنها کمکهای مالی و معنویشان را در راستای جاافتادن مُدلشان انجام میدهند، چون تا امروز مُدل موفق دیگری که شامل آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و غیره باشد جانیافتاده است.
افغانستان امروز: آیا میشود در پس این کمکهای 20 ساله عامل انسانی، حقوق بشری و یا کمکهای خیریه را هم جستجو کرد؟
نورزایی: در کشورهای غربی گروههایی وجود دارند که عامل همبستگی و انسانی برایشان مهم است. شهروندان به خیریهها کمک میکنند تا آنها بتوانند در کشورهای فقیر دردی را آلام بخشند. غربیها از دیگر انسانها بیعاطفهتر نیستند، حتی ثروتشان به آنها اجازه میدهد بیشتر با عاطفه عمل کنند. مثلاً آلمانیها باور نمیکردند که بعد از جنگ دوم جهانی موجی از کمکهای بشردوستانه به شکل بستههای غذا که سازمان (Care) به آنها میفرستاد کمک کند گرسنه نباشند. درحالی که امریکا در جنگ دشمنشان بود.
افغانستان امروز: ظاهراً دیده میشود کار از کار گذشته است و اگر این کمکها نباشد فاجعه انسانی در افغانستان به اوج میرسد، هرچند این کمکها را هیولای فساد میبلعد، اما قطرههایی هم به جامعه و مردم میچکد، سئوال این است که آیا شانسی برای استفاده متفاوت و بهینه این کمکهای جدید وجود دارد و اگر دارد با چه روش و میکانیزمی که تا مردم بیشتر از آن مستفید گردند؟
نورزایی: تا این مسجد باشد و این مُلا، کار طفلان خراب میبینم. فکر نمیکنم که این بار کمکها بهتر از گذشته به درد مردم مستمند بخورد. این بار هم حاکمان بین خود تقسیم خواهند کرد. مکانیزم حکومتداری خوب است که ما نداریم. متاسفانه این کمکها در درازمدت، ابتکار و تکیه به خود را در کشور صدمه میزند و طفیلیگری حاکمان و مردم از کمکهای “کافران” بیشتر میشود.
افغانستان امروز: گاهی شنیده میشود که این آخرین کمکهایی خواهد که جهان با این سخاوتمندی به افغانستان ارایه میکند نظر شما چیست؟
نورزایی: شاید این نظر درست باشد که سخاوتمندی کاهش یابد، به ویژه اگر حکومت نتواند کارآیی بهتری در زمینهای مقابله با فساد داشته باشد.