تأملی فقهی به اصلیت و فرعیت زن و مرد؟
ضیاء صدر– کابل
چهار شنبه17-12-90
در اعلامیه شورای علمای افغانستان آمده بود که طبق شریعت اسلامی «زن فرع بر مرد است»
حالا سؤال است که واقعا در آیات قرآنی اثبات آمده است که زن فرع مرد است و به یمن وجود او پدید است؟
گویا از جمله از آیه«يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا؛ای مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید؛ و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت. و از خدایی بپرهیزید که (همگی به عظمت او معترفید؛ و) هنگامی که چیزی از یکدیگر میخواهید، نام او را میبرید! (و نیز) (از قطع رابطه با) خویشاوندان خود، پرهیز کنید! زیرا خداوند، مراقب شماست»[النساء: ١]
برداشت شده است که برداشت ناصوابی بیش نیست.
هرچند این برداشت میان مردم مشهور! است اما هرگز قابل اعتماد نیست. باید توجه داشت که نه تنها از جهت محتوا بلکه از جهت ظاهر لفظی نیز برداشت خلاف ظاهر است.
دلیل: زیرا آیه با خطاب به ناس این گونه شروع میشود «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا» که کلمه «ناس» اعم از زن ومرد است.
وثانیا اینکه کلمه «نفس» در این آیه کریمه با قید وحدت آمده است و ثالثا این که «زوج»ی که در آیه شریفه آمده اعم از زوجین(مرد و زن) است.
ناگفته نماند که حتی اگر به ظاهر نیز اخذ گردد؛ زوج مرادف «شوهر» و زوجه نیز مردف با «زن» است.
درخور ذکر است که اگر خیلی به لفط زوج گیر بدهیم مفاد آیه فرعیت مرد را می رساند، زیرا در آیه آمده است که «زوجش را از آن آفرید» زوج یعنی مرد، نه زوجه که همان «زن» باشد.
حاصل اینکه ظاهر آیه فرعیت نرینه را نشان می دهد نه اینکه اصلیت مادینه را نشان بدهد.
زیرا طبق برداشت رسمی، مضاف (زوج) فرع بر مضاف الیه(ها)است.
اگر بناست که زوج فرع باشد در «خلق منها زوجها» زوج را زن گرفتهانددر حالیکه زوج به معنی مرد است نه زن، و واضح است که در عربی به زن «زوجه» گفته میشود.
اگر گفته شود که به زن هم زوج اطلاق می شود، پس زوج که به حسب قاعده مذکر است؛ اما به حسب اطلاق و استعمال اعم می شود.
وقتی اعم شد طبق قاعده که میگوید: استعمال اعم از حقیقت و مجاز است!
طبق اصالت الظهور حمل بر معنی ظاهری (حقیقی/نرینه)می شود؛ مگر قرینه خاص لفظی یا لبی در کلام باشد، اما قرینهای وجود ندارد. اگر حمل بر معنی نرینه نشود آیه مجمل میشود و قابلیت استدلال را از دست میدهد.
یعنی زو ج می شود عام و کلی قابل انطباق بر مرد و زن (هر دو) که به نحو مردد بین زن و مرد، می توان از آن بهره گرفت.
نکته:
اگر مراد از زوج، زوج در برابر فرد باشد نه در برابر زوجه؛ در این صورت آیه مبارکه تساوی زن و مرد را افاده میکند !
یعنی مفاد آیه مبارک این می شود که :آن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ (حقیقت فردی) از فردیت خویش خارج شده و دوپاره شد. ودوگانگی به جای یگانگی می نشیند در حالی که در این آیه کریمه «نفس واحده» گفته شده است. برای دانستن معنی واحده مراجعه شود به قاموس لغات عربی.
با برداشتی که از سوی شورای علما صورت گرفته حقیقت یگانه «نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ» رو به کثرت نهاده که به معنی کثرت انسانی است که ریشه در وحدت حقیقت دارد و از آن تعبیر به نفس واحده شده است.
بلکه بر اساس زوحِ حکمت دینی حیات ریشه در وحدت حقیقت دارد و کثرت فرع بر وحدت است و نرینهگی ومادینهگی از اسباب کثرت است. که آن حقیقت واحده به دو صورت نرینه و مادینه تکثر مییابد، و هر دو از عوارض و بیرون از گوهر آنند.
دانش جدید نیز مؤیّید آن است، زیرا انسان بدون آنکه هویت خویش را از دست بدهد تغیر جنسیت میدهد. با تزریق هورمونهای زنانه مردان زن میشوند و با تزریق هورمونهای مردانه زنان نیز مرد میتوانند بگردند. و اینک در جهان جدید تغیر جنسیت امر عادی و جزو حقوق شناخته شده افراد است.
حاصل اینکه: کسی که بدون هر گونه پیش داوری آیه مبارکه نخست سوره نساء را بخواند و در آن اندک تدبیر نمایدبه وضوح در مییابد که آیه مبارکه مذکور در صدد بیان نشو کثرت از حقیقت واحده است، نه در مقام توضیح فرعیت زن بر مرد!
با این پیش داوریها آیات آسمانی خدا خاکی میشوند؛ مانند بارانی که در شوره زار میبارد «در باغ لاله رویدو در شوره زار خس»
تبصره: از نظرات استاد محترم و حکیم متأله جناب آقای سیدجود هاشمی نژاد در این نوشته بهره گرفته شده است.