800x600


مقدمه

یکی از بدیهیات فضای معاصر ابتناء سازو کارهای اجتماعی ­ـ انسانی روی ضوابط علمی ـ معرفتی است و اینکه رشد و بالندگی تنها مدیون پژوهش‌های بنیادی و در مرحله بعد کاربردی است. روشن است که پژوهش و پی‌کاوی علمی، عامل حیات هر جامعه و موتور محرکة پیشرفت آن است. سرمایه‌گذاری در این امر و همسو کردن آن با نیازها، گذرگاه اصلی توسعه و عامل محوری تعالی جامعه است.

در شرایط کنونی جامعه و حکومت اسلامی مملو از خلأها و نیازهایی است که بی‌پاسخ مانده و همین انبوه مشکلات و نیازهاست که به ضرورت پژوهش دامن می‌زند. پیش‌نیاز اساسی امر پژوهش به گفتة صاحب‌نظران «نیاز شناسی» است. اگر نیازشناسی به درستی صورت پذیرد تازه بحث پژوهش به درستی در جایگاه واقعی خود بارمی‌یابد.

پس از فهرست و طبقه‌بندی نیازهاست که پژوهش‌گر چارچوب فعالیت خود را می‌شناید و می‌تواند سینة تاریخ را شکافته و به یافته‌ها و پاسخ‌های پیشینیان دست یابد و آن را در دست‌رس نسل امروز و آینده قراردهد. در صورتی که محقق از دل میراث گرانبهای به جا مانده از اندیشمندان مسلمان پاسخ نیافت (که به ندرت اتفاق می‌افتد) تازه بحث نوآوری و تولید نظریه و دانش مطرح می‌گردد.

بنابراین، تلاش عمده پس از شناسایی و طبقه‌بندی نیازها، جست‌و‌جو و غور در میراث علمی گذشتگان است؛ میراث که گنجینة عظیمی از پاسخ به مشکلات علمی امروز ما می‌تواند باشد. میراث فکری ـ فرهنگی ما نه چنان پدیه‌‌ای است که در زمان مصرف آن «گذشته» باشد، بلکه مرجعیت و نفوذ آن در اکنون و آیندة ما ساری و جاری است و این تأثیرگذاری، آگاهی عمیق و آشنایی دقیق ما را از این میراث ارزشمند می‌طلبد.

مفاخر شیعه در طول تاریخ کوششهای فراوانی در مسیر تحکیم و تقویت مذهب از طریق غور در کتاب و سنت داشته اند، با تلاشهای علمی خود همواره نشاط و توان در کالبد مذهب دمیده‌اند، بناء مذهب را با خدمات تحقیقی علمی خود تضمین نموده‌اند. کاوشهای عالمان شیعه در قلمرو اندیشه دینی میراث گرانسنگی است که هم اکنون می‌تواند به راه و رسم حیات ما معنا و غنا بخشد و مشکلات مارا پاسخ گوید.

در دست‌رس نهادن و بهره‌گیری بهینه از تألیفات علماء در کنار طبع امروزین آنها، توجه به امور ذیل، ضروری به نظر می‌رسد:

گام نخست: هدف‌شناسی

مقصود از هدف‌شناسی، آگاهی از انگیزه‌ها و عوامل پدید آمدن اثر است. هدفی که مؤلف برای اثر خود در نظر می‏گیرد همه کار او را تحت تأثیر قرار می‏دهد، به تعبیر دیگر، به کار «جهت» و «معنی» می‏دهد.

فهم انگیزه‌های یک مؤلف در شناخت دقیق یک اثر انکار‌ناپذیر است. انگیزه‌ها، صرف نظر از این‌که حکایت‌گر عواطف و دل‌مشغولی‌های فردی او باشد، بازتاب دهندة اوضاع، احوال، نیازها و شبهات عصر حیات مؤلف می‌تواند باشد. صاحب یک اثر دارای انگیزه‌های سیاسی، مذهبی(رضای الهی)، اقتصادی، و شخصی می‌تواند باشد.

گام سوم: موضوع‌شناسی

موضوعات که هدف کار یک نویسنده قرار می‏گیرد، علاوه بر اینکه تعیین کننده شخصیت علمی مؤلف می‏باشد، ضرورت‌های اجتماعی عصر پدید آمدن متن را نیز نشان می‌دهد. موضوعات خود تعین کننده روش مناسب نیز می‌باشد. تألیفات شیعی دارای قلمرو گوناگونی از قبیل: فقه، اصول، تفسیر، حدیث، کلام، فلسفه و... می باشند.

به عنوان مثال حجم مباحث که مرحوم شیخ طوسی پیرامون موضوعات فقهی مطرح کرده به چه میزان است:

            1. عبادات

ب. صلوات                       // 20 درصد

الف. طهارت               2 در صد.

ج. حج                                 // 8 درصد

 

2 . معاملات

الف. تجارت               // 12 درصد

ب. اجاره                               // 9درصد

ج. قصاص                        // 10 درصد

حجم پرداختن به موضوعی نیز نشان هنده اهمیت دانشی حاوی آن موضوع در زمان مؤلف است که این نیز دل مشغولی او را نشان می‌دهد.

گام دوم: روش‌شناسی:

بحث از روش، غالباً بحثی مقدمی برای هر علم است و جداگانه و در مقدمة خود آن علم مطرح می‌شود. از روش‌شناسی در گذشته به «علم المنهج» تعبیر می‌کرده‌اند. در اینجا مقصود از آن، رویکردی است که پدید آورنده متن برای دستیابی به معرفت انتخاب می‌کند. بر اساس روش‌شناسی، معرفت‌های بشری چهار دسته‌اند:

1.        معرفت نقلی، که بر روش نقل اقوال، ارا و وقایع استوار است، و علومی مثلِ تاریخ، حدیث و ادبیات را شکل داده است.

2.       معرفت عقلی، در علوم عقلی، در علوم عقلی، همچون ریاضیات و فلسفه و منطق، که بر شیوة استدلالهای عقلی استوار است.

3.      معرفت شهودی، که بر روش مکاشفه و شهود باطنی استوار است، و علومی همچون عرفان را شکل می‌دهد.

4.     معرفت تجربی، در علوم انسانی و طبیعی، که بر اساس روش آزمایش و خطا (تجربه) بنیاد نهاده شده است، و حاصل آن، علومی مثل فیزیک، شیمی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی است.

در این پژوهش بدین صورت می‌توان دنبال کرد که می‌توان این‌گونه دنبال کرد که مثلاً شیخ مفید به کدام یک از این روشها را در تحقیقات و تألیفات خود بیشتر اهمیت داده و به عنوان مثال از روش عقلی در تحقیقات خودش چند درصد بهره‌گرفته است. از روشهای نقلی، تجربی، آماری، توصیفی، تبیینی و... به چه میزان بهره‌جسته؟

گام چهارم: سبک‌شناسی

در سبك شناسی وقتی واژه سبك به كار می‌رود مقصود از آن ممكن است یكی از سه مفهوم زیر باشد.

1. سبك دوره (در آثار یك دوره مشخص تاریخی، نوعی وحدت و زمینه مشترك لفظی و معنوی و ادبی دیده می‌شود كه در آثار دوره‌های دیگر یا كمرنگ‌تر است یا اصلاً نیست)؛ 2. سبك شخصی(سبك خاص یك شاعر یا نویسنده كه اثر او را از هر اثر دیگر ممتاز می‌سازد)؛ 3. سبك ادبی (هر علم و نظام و هنری سبك خاص خود را دارد؛ مثلاً آثار علمی از سبك آثار ادبی ممتازتر است).

مقصود در این طرح تشخیص سبك فردی و تعیین مختصات آن در مقایسه با سبك‌های دیگر نویسندگان شیعه است.

 گام پنجم: آسیب‌شناسی

روش مناسب هر پژوهش را بر اساس موضوع تحقیق و طرح آن انتخاب می‌کنند، به دلیل تنوع روشهای تحقیق و ویژگیهای روشهای مورد نیاز در علوم مختلف، گردآوری تمام آنها در یک علم چندان عملی نیست. در آسیب‌شناسی تألیفات شیعه می‌توان این نکات را دنبال کرد که آیا مؤلف روش مناسب هر پژوهش را که عمدتاً بر اساس موضوع تحقیق و طرح آن انتخاب می‌گردد مراعات کرده است یا خیر؟

1.        بررسی اشکالات که بر آراء علمی این کتاب زده شده است

2.        نقد اشکالاتی که بر مؤلف ایراد شده است

3.        نقدهایی که تا هنوز کسی بدان نپرداخته و از نظر منتقدین در تاریخ دور مانده است.