کافر
کافر در ادبیات گفتاری مردم افغانستان از داخل فقه اضافهشده است. در فقه کافر به کسی میگویند که ضروریات دینی را آگاهانه انکار کند. در این صورت مستوجب عقاب میشود که اشد آن کشتن فرد کافر است.
اما کافری که در ادبیات موجود است معانی دارد که گاهی به نحوی برای تحسین و توصیف کسی نیز استفاده میشود که بسیار اندک است. مثلاً پدری فرزندش را به رفتار طنازانه میگوید: ای کافر!
اما عموماً کافر به کسی گفته میشود که خطایی انجام داده است البته بیشتر خطای که جنبه دینی داشته باشد.
ولی درصحنه جنگی و سیاسی افغانستان کفر و کافر به کسی یا جریانی میگویند که خشونت و لاابالیگری بیشتری داشته باشد. به تعهد و تفاهم انجامشده اعتنایی نکند.
در یک تعریف بسیار در ادبیات عامه کافر کسی است که بهحق یا بهناحق در برابر آدم قرارگرفته باشد.
ادبیات اجتماعی بهشدت رنگ و بوی تکفیر دارد اما این تکفیرِ لزوماً به معنای مستوجب سلب همه حقوق نیست.
کشیدن واژه کافر از ادبیات بهشدت دشوار و محال به نظر میرسد؛ زیرا خشونت زیاد است و انواع خشونت روزانه بازتولید میگردد.