مخفی ماندن نتایج توافقات سبب ابهام جدی در پروسه صلح شده است
پروسه صلح شبیه دیگر پروسه های سازنده در افغانستان همچنان گنگ ومبهم است و همه مسائل حیاتی کشور را در گروه خود گرفته است. علت تطویل پروسه صلح واقعا به چه چیزی برمیگردد و چگونه میشود آن را درست فهم کرد. این موضوع را جناب استاد محمد اکرم اندیشمند، نویسنده و تحلیلگر سیاسی در میان گذاشتهایم که در ذیل میخوانیم:
افغانستان امروز: طول کشیدن پروسه صلح در افغانستان و شرایطی که در اینجا وجود دارد، آیا اقتضای طبیعت موضوع و مسئله است یا مقصود امریکا از تطویل این پروسه کدام چیزی دیگری است؟
محمد اکرم اندیشمند: هر دو را میتوان در به درازا کشیدن پروسۀ صلح دید.
1 – جنگ افغانستان، طولانیترین و پیچیدهترین جنگ در تاریخ معاصر جهان است. این جنگ، چهل ساله شد. 18 سال است که امریکا مستقیماً با نیروی خود در گیر این جنگ است. در این جنگ بازیگران منطقهی و جهانی نقش دارند. دستان تمام استخبارات منطقه و حتی جهان در این جنگ دخیل است. از این رو چنین یک جنگ طولانی و پیچیده را نمیتوان در یک زمان کوتاه مذاکره حل کرد و صلح را جانشین آن ساخت.
2 – امریکاییها آنگونه که به نظر میرسد و آگاهان نیز باور دارند، به این زودی و آسانی قصد ترک افغانستان را ندارند. مقامات امریکایی در این اواخر به خصوص وزیر دفاع امریکا در ماه گذشته از مقابله با روسیه و چین سخن گفت که اولویت سیاست خارجی امریکا است. اگر چنین باشد، ماندن در افغانستان برای این مقابله با روسیه و چین حتمی است. بنا بر این امریکایی ها مذاکره با طالبان را طویل میسازند تا به هدف خود در ماندن دراز مدت به افغانستان برسند و طالبان را در رقابت و بازی با روسها و چیناییها به عنوان ابزار این بازی در آورند.

افغانستان امروز: آیا آنچه که در افغانستان مطبوعات داخلی و خارجی به نام پروسه صلح مطرح و تبلیغ میکند، میشود گفت که واقعاً یک پروسه صلح است، آیا این پروسه اجزا و عناصر یک پروسه واقعی را که نیاز کشور ماست در خود دارد؟
هنوز عناصر اصلی و واقعی صلح در این پروسه دخیل نشدهاند
محمد اکرم اندیشمند: تا این جای کار و این جای مذاکره میان امریکا و طالبان در قطر چندان به پروسۀ صلح در افغانستان رابطه ندارد. این پروسه در واقع توافق و تعامل میان امریکا و طالبان است تا توافق برای صلح پایدار در افغانستان. در این پروسه اجزا و عناصر اصلی و واقعی که برای صلح نیاز است، دیده نمیشود:
1 – دولت افغانستان شامل این پروسه نیست و یک طرف مذاکره قرار ندارد.
2 – گروههای سیاسی مخالف و حتی موافق طالبان که در قلمرو دولت به سر میبرند، در این مذاکره نقش و حضور ندارند.
3 – همسویی منطقهای که لازمۀ صلح در افغانستان است، دیده نمیشود. پاکستان، روسیه، چین، ایران، هند و حتی عربستان سعودی در مذاکرات امریکایی ها با طالبان حضور ندارند و از آن بصورت روشن و رسمی حمایت نکردهاند.
4 – سازمان ملل متحد نیز غایب مذاکرات طالبان و امریکایی ها است.
5 – با چنین ناهمسویی و ناهماهنگی داخلی، منطقهی و جهانی که در مذاکرات امریکاییها و طالبان دیده میشود، هیچ تضمینی برای آیندۀ صلح وجود ندارد.
افغانستان امروز: گفته میشود که هدف امریکا از پروسه صلح حضور دوامدار در افغانستان است. به نظر شما فکر و عمل قدرتهای بزرگ به ویژه امریکا برای حضور در مناطق استراتیژیک جهان بر مبنای منافعشان از گذشته تا حال چه تفاوتهایی پیدا کرده، اگر این مسدله با مثالهای تاریخی افغانستان هم واضح سازید بهتر خواهد شد؟
اندیشمند: به نظر میرسد که امریکایی ها با این مذاکرات شاهانهی که با طالبان به راه انداختهاند در صدد آن هستند تا این گروه را در بازیهای خود با روسیه و چین و ایران با خود داشته باشند و طالبان را از جنگ روسها و ایران بیرون کنند. این بدین معنی است که امریکا در فکر حضور دوامدار در افغانستان است. آنها برای این حضور نیاز دارند تا دشمنی طالبان را در برابر خود تغییر دهند. برای امریکا که بسوی بازی جدید با روسیه، چین و ایران میرود حضور در افغانستان به عنوان منطقۀ استراتژیک بسیار با اهمیت تلقی میشود. امریکا در این سیاست خود که حضور در مناطق استراتژیک جهان را بر مبنای منافع اش مهم میپندارد، هیچ تغییری وارد نکرده است.
خروج شوری از افغانستان غیر مسئولانه بود، امریکا نباید آن اشتباه را تکرار کند
افغانستان امروز: تجربه حضور قدرتها در افغانستان به هر دلیلی که بوده نشان میدهد که خوی استیلاگرانه میان قدرتها چندان تفاوت نداشته است، پس مقایسه حضور شوروی و امریکا را اگر ملاک قضاوت قرار دهیم آیا میتوان وجه مشترک زیادی میان این دو ابر قدرت یافت؟
محمد اکرم اندیشمند: وجه مشترکشان، اولویت دادن به منافع و اهدافشان است. در حمله به هر کشور و از جمله به افغانستان هر دو (شوروی دیروز و امریکای امروز) در گام نخست منافع خود را مدنظر قرار میدهند و دادهاند. و خروجشان نیز مبتنی بر منافعشان صورت میگیرد.
هنوز پایان خروج امریکایی ها معلوم نیست تا تفاوت و یا همسانی آن را با خروج شورویها برشمرد. اما میتوان گفت که خروج شورویها از افغانستان بصورت غیر مسئولانه بود. با تجاوز بر افغانستان، این کشور را میدان جنگ و بی ثباتی ساختند، اما قبل از آنکه کار اساسی و عملی برای برگرداندن صلح و ثبات در افغانستان انجام دهند، افغانستان را ترک گفتند. افغانستان پس از خروج روسها همچنان میدان جنگ و بیثباتی و میدان بازی کشورهای همسایه و منطقه باقی ماند. اکنون نا مشخص است که امریکایی ها واقعاً همان اشتباه و جنایتی را مرتکب میشوند که روسها مرتکب شدند. یعنی بصورت غیر مسئولانه افغانستان را در میان جنگ و آتش رها میکنند و در چنگال طالبان و پاکستان میگذارند؟ به رغم آنکه مذاکرات مبهم و غیر شفاف زلمی خلیل زاد به عنوان نمایندۀ امریکا در مسیر غیر قابل پیشبینی و در مسیر مشابه راه شورویها پیش میرود، اما در ظاهر امریکایی ها ادعا میکنند که چنین کاری نمیدهند تا افغانستان را در میدان جنگ و بی ثباتی مداوم و عمیق رها کنند.
افغانستان امروز: افغانستان به تدریج به یک کشور کاملاً وابسته از لحاظ اقتصادی و سیاسی مبدل شده، حال فرض را بر این بگذاریم که امریکا از افغانستان خارج خواهد شد و یکی از قدرتهای منطقوی مانند چین به نحوی افغانستان را مورد حمایت خود قرار دهد؛ البته نه از طریق یک حضور نظامی، در این حال با توجه به سیاست، ماهیت و جایگاه استثنایی کشور چین در جهان و منطقه میتوان تغیر مثبتی را در ماهیت نفوذ و حمایت چین از افغانستان نسبت به امریکا و شوروی انتظار داشت یا خیر؟
اندیشمند: من باور ندارم که چین در مورد امنیت و اقتصاد افغانستان مسئولیت بپذیرد و هزینههای را که امریکا و غرب در این 18 سال به افغانستان پرداختند، چین بپردازد. این کار را روسیه، هند و ایران نیز نمیکنند. روسها، ایرانیها و چینیها میخواهند امریکا را در افغانستان تحت فشار بگذارند و چین بیشتر از سیاست پاکستان در مورد افغانستان حمایت میکند، اما هیچکدام آنها مسئولیت امنیتی و اقتصادی را در افغانستان بدوش نمیگیرند.
افغانستان امروز: ذهنیتی در جامعه افغانی به وجود آمده که بنیادش بر ناگزیری وابستگی استوار است یعنی اگر غرب افغانستان را رها کرد ما باید به شرق اتکا کنیم؛ البته گاهی هم این مسئله به عنوان راه حل تلقی میشود، آیا به نظر شما افغانستان غیر از این میتواند راه حل وسرنوشت دیگری داشته باشد؟ اگر شما نظر دیگری در خصوص راه حل واقعی، قابل دسترس برای افغانستان به نظرتان دارید لطف نموده توضیح دهید؟
اندیشمند: این ذهنیت ریشۀ تاریخی دارد. افغانستان پس از تشکیل امپراتوری درانی و با مرگ احمدشاه درانی بناینگذار این امپراتوری به خصوص پس از مرگ شاه زمان دیگر به عنوان یک کشور مقتدر و مستقل و حاکم بر سرنوشت خود باقی نماند. تمام حکومتهای که در این قرنها شکل گرفت به گونهی با خارج و کمک خارجی وابسته بودند. حتی همین حکومت آرام چهل سالۀ محمد ظاهر شاه که بودجۀ انکشافی و حتی عادی افغانستان را از عواید داخلی نمیتوانست تأمین کند.
لذا تا زمانی که افغانستان نتواند بودجۀ عادی و انکشافی خود را از عواید داخلی خود تأمین کند، افغانستان به ثبات پایدار سیاسی و اجتماعی نمیرسد. افغانستان برای رسیدن به این امر نیاز به یک دولت ملی مدرن دارد. دولتی که توسط یک آدم وطندوست و دارای افکار و رفتار ملی رهبری شود. چنین آدمی در افغانستان غایب است، متاسفانه.
افغانستان امروز: در نهایت اینکه نگرانی آگاهانه نسبت به آینده افغانستان دارند، چه آمادگیهایی را باید برای صلح امریکا و طالبان داشته باشند و انتظاراتشان را چگونه مدیریت کنند؟
مخفی ماندن نتایج توافقات سبب ابهام جدی در پروسه صلح شده است
اکرم اندیشمند: صلح امریکا و طالبان بسیار مبهم و ناروشن است. معلوم نیست که امریکایی ها در این مذاکرات با طالبان به چه توافقی میرسند؟ یکی از توافقات حتی میتواند این باشد که امریکا افغانستان را به طالبان بگذارد و کمک خود را به دولت افغانستان قطع کند که در این صورت فروپاشی دولت به نفع طالبان تسریع میگردد و عملی میشود.
تا زمانی که آجندای این مذاکرات و توافقات حاصله از آن میان امریکا و طالبان علنی و مشخص نشود، مردم و جامعۀ سیاسی نمیتوانند انتظارات خود را معین و مدیریت کنند. بنا بر این مردم و جامعۀ سیاسی افغانستان آمادگی خود را برای هر اتفاقی از جمله بازگشت امارت طالبان داشته باشند.