بزرگترین تهدید در شرایط کنونی، از دست دادن امید و انسجام است
رفیع نعیمی یکی از کوشندگان جدی اندیشه علمی – سیاسی است، چند دهه دغدغه دانایی او را به مطالعات جدی سیاسی و روشنفکری کشانیده است، او نگاه نسبتا رادیکال به روشنگری اجتماعی دارد و محافظه کاری را در این راستا مفید نمیداند، نقد ایشان به همه روشنگران اجتماعی موجود افغانستان انگشت نگذاشتن سر اصل مسائل حیاتی کشور است، ایشان محافظه کاری را در این شرایط زیانبار دانسته و نتیجهای برای آن نمیبیند.
مرکز نشراتی افغانستان امروز با آقای نعیمی گفتوگویی در خصوص ضرورت مدیریت اجماع ملی انجام داده است که در پی میخوانیم.
افغانستان امروز: “در عرف متداول اجتماعی – سیاسی؛ اجماع به چه چیزی میگوید و چه کار کردهایی دارد و چه بهرهها و سؤ استفادههای از آن ممکن است صورت گیرد؟ “
نعیمی: اجماع در لغت یعنی گرد آمدن بر، اتفاق کردن بر کاری؛ متفق شدن؛ هم داستان گردیدن.
اجماع بیشتر در امور فقهی در جهان اسلام کاربرد داشته و دارد. مسلمانان چه در صدر اسلام و چه هم اکنون برای حل مشکلات فقهی و اجتماعی و حتا سیاسی به چهار منبع مراجعه مینمایند که عبارتند از: کتاب؛ سنت؛ عقل و اجماع. منظور از کتاب قرآن کتاب مقدس مسلمانان است و منظور از سنت رفتار و گفتار وکردار پیامبر اسلام و احادیث میباشند. عقل هم همان چیزی است که همه ادعایی داشتنش را دارد ولی به باور من بسیاری از آن محروماند. به قول سعدی: “اگر از بسیط زمین عقل منعدم گردد/ به خود گمان نبرد کس که من نادانم.”
بدون شک اجماع در بسیاری از جوامع وجود داشته و هنوز هم وجود دارد. هرچند در حال حاضر و با ایجاد نهادهای مدرن دیگر حداقل در جوامع پیشرفته مانند گذشته کارکرد ندارد. انسانها در طول تاریخ برای حل معضلات و مشکلات خود راه حلهای را جستجو نمودهاند تا از آن طریق بر گرفتاریهای شان غلبه یابند. هر مفهومی که انسان ساخته از آن سؤاستفاده نیز شده است؛ حتا از مفهوم دموکراسی و مردمسالاری تا چه رسد به مفهوم اجماع که بیشتر کارکرد در جوامع قبیلۀ داشته و دارد.
افغانستان امروز: “ضرورت اجماع سیاسی و اجتماعی را در شرایط کنونی برای حل معضل جنگ افغانستان چقدر مفید میدانید و امکان چنین اجماعی را برای جماعت سیاسی و ملی کنونی افغانستان چگونه ارزیابی میکنید؟
نعیمی: بسیارساده باید گفت که اگر هدف از اجماع معاملهگریهای سیاسی و شخصی یا گروهی؛ قومی و حزبی نباشد؛ بلکه هدف حفظ منافع ملی؛ به وجود آمدن تفاهم و ایجاد شرایط و موقعیتی برای بر قراری صلح شرافتمندانه صورت بگیرد؛ قطعأ سودمند و مفید است؛ اما شوربختانه تاریخ حداقل چهار دههی اخیر نشان میدهد که تا هم اکنون تمام اجماعها و مذاکرات و نشستوبرخاستها بیشتر سر از معامله گری در آورده و آنچه هرگز بدان فکر نشده منافع کلان ملی هست.
افغانستان امروز: “مسئول تولید و تولد اجماع در یک کشور را چه طیفهای میدانید و نقش حکومتها را در این خصوص چگونه ارزیابی میکنید؟
نعیمی: به باور من تمام احزاب و سازمانها و جامعۀ مدنی و روشنفکری و نمایندگان بانوان و سران اقوام و مذاهب موجود در کشور باید در این اجماع اگر ملی است شرکت داشته باشند و هیچ گروه و طیف چه سیاسی و چه غیرسیاسی نباید کنار گذاشته شود.
حکومت اگر منافع ملی برایش مهم است باید فعالانه تمام اقشار را به گفتگو و همبستگی فرا بخواند و زمینۀ یک گفتمان فراقومی و فراگروهی را محیا سازد. حکومت با در دست داشتن امکانات مادی و معنوی میتواند نقش وحدتبخش را در جامعه ایفا نماید.
افغانستان امروز: “وقتی پروسۀ صلح به جریان افتاد و آمریکا و طالبان روی مذاکرات رودررو توافق کردند؛ همۀ تحلیلگران نیاز به دو اجماع را برای پایان جنگ و آغاز صلح ضروری قلمداد نمودند؛ یکی اجماع بینالمللی؛ دیگری اجماع ملی. با توجه به آن آیا شما کدام نشانهای برای اجماع داخلی مشاهده میکنید؛ حدودوثغور وضعیت موجود؛ ضرورت این اجماع را چگونه ارزیابی کرده و آن را چگونه میبینید؟
نعیمی: همانگونه که جنگ در کشور ما ابعاد منطقهی و فرامنطقهای دارد؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم پای بسیاری از کشورها به افغانستان کشیده شده و چه مستقیم و یا غیرمستقیم در این سرزمین حضور دارند؛ بنابر این یک طرف قضیه هستند؛ پس میتوانند در این اجماع باشند. همان طوری که قبلإ گفتم من نشانۀ یک اجماع واقعأ ملی را در کشور نمیبینم و آنچه بدبختانه شاهد آن هستیم تبانی و سازش گریهای شکست خورده و تکراری گذشته میباشند؛ و به تنها چیزی که فکر نمیشود و به عقلشان نمیرسند ارجح دانستن منافع ملی بر منافع حقیر شخصی است.
افغانستان امروز: “در نشست واشنگتن که گماشتگان آمریکا، روسیه، چین و اتحادیۀ اروپا شرکت جسته بودند میبینیم که جهان به یک اجماع بینالمللی در رابطه به موضوع صلح افغانستان نزدیک میگردند؛ اما در صورتیکه اجماع داخلی شکل نگیرد و موجود نباشد؛ آیندۀ افغانستان و صلح را چگونه باید پیشبینی کرد؟
نعیمی: نباید از نظر دورداشت که هر کشوری چه همسایه و غیرهمسایه دنبال منافع ملی و رقابتهای خودشان میباشند و این ما هستیم که باید برای نجات کشورمان از این فلاکت و فاجعه صادقانه دست به دست هم بدهیم و منافع گروهی خود را کنار نهاده عاقلانه تصمیم بگیریم. بس نابخردانه خواهد بود در زمانی که بسیاری از فرزندان همین آب و خاک در اندیشۀ آیندۀ افغانستان نیست؛ ما از دیگران و بیگانگان توقع داشته باشیم که پشت درهای بسته نسخۀ صلح را برای کشور ما بنویسند و دو دستی به ما تقدیم نمایند. اگر این کشورها خواهان صلح بودند، جنگ راه نمیانداختند و هریک مزدوران خود را مصلح نمینمودند.
افغانستان امروز: “اگر موجودیت نیروهای ملی و دموکرات در کشور را یک حقیقت بدانیم؛ نیروهایی در حاشیه باقیماندهاند. آیا میتوان این نیروها را به صحنۀ اجماع ملی کشانید و راههای ورود این نیروها به صحنه اجماع ملی کدامها هستند؟
نعیمی: نخست اینکه از نیروهای دموکرات و ملی سخن گفتن محل مناقشه است. حتمأ افرادی هستند که به دموکراسی باور دارند و همچنین افرادی میباشند که ملی و افغانستان شمول فکر میکنند؛ اما بعید میدانم که تعداد قابلملاحظهی را تشکیل بدهند؛ حداقل من چنین جریان و یا جمعی را نمیشناسم؛ مگر اینکه فقط به نام نه محتوا نظر داشته باشیم. من کار اصلی و اساسی یک فرد روشنفکر و دموکرات و ملی را آگاهی دادن به جامعه و امر روشنگری میدانم. وظیفۀ روشنفکران تمام اقوام این است که بهنقد قوم خود بپردازند نه اینکه دنبالهرو قوم خود باشند.
افغانستان امروز: “چرا هر گاه گپ از اجماع و انسجام سیاسی- ملی میرود؛ قدرتهای خارجی و حتی دولت موجود سراغ چهرههایی میرود که ناکامند و خوشنامیشان همیشه زیر سؤال است؟
نعیمی: این برمیگردد به عقبماندگی فکری که در بین اقوام وجود دارند؛ همین افرادی که در طی این چهل سال بارها به مردم خود دروغ گفته و بارأیشان معامله نمودند، دوباره مردم دنبالشان راه افتادند و از اوامر و نواهی آنان اطاعت کردند. بیاییم با خود راست باشیم و این واقعیتهای تلخ را بیان کنیم و از هیچچیز نهراسیم. آیا در بین اقوام این کشور بهغیراز همین چهرههای تکراری و ریاکار و خستهکننده؛ افرادی عاقلتر و باسوادتر و داناتر و دلسوزتر وجود ندارند که همیشه مردم کورکورانه از این جماعت بدنام پیروی میکنند؟
بنابراین هم خارجیها و هم دولت میدانند که همین افراد معاملهگر میتوانند برایشان رأی جمعآوری کنند؛ دوباره دنبال آنان میروند و در این دزدیها و کسب قدرت شریک هم دیگر میشوند. درست به همین دلیل من معتقدم که بهجایی آنکه در پی اصلاح سران اقوام و گروههای معاملهگر باشیم؛ بیاییم مردم را آگاه سازیم تا دنبال این شارلاتانها نروند. من بارها در مقالاتم بدون خودسانسوری به این موضوع پرداختهام و بازهم خواهم پرداخت.
افغانستان امروز: “چه فرصتها و تهدیدهایی برای اجماع نیروهای ملی وجود دارد؛ آیا چیز امیدبخشی در این خصوص دیده میشود که برانگیزنده باشد؟
نعیمی: بزرگترین تهدید از دست دادن امید است؛ اگر قشر ملی و یا روشنفکر در این بلبشویی که پیشآمده خسته و دلشکسته به سکوت و خاموشی رویآورند؛ یقینأ که باختهاند. هرگز نباید صحنه را به مشت معاملهگر و قدرتطلب عوامفریب واگذاشت. بزرگترین فرصت استفادۀ درست از همین امکاناتی است که فنّاوری در اختیار ما قرارداد الان وجود دارد. ما میتوانیم در هرکجا که هستیم علیه جهل و خرافات و آدمهای بدنام بنویسیم و از جوانان دختر و پسر بخواهیم که از این شرایط نهایت بهره را ببرند و به روشنگری در میان قوم خود بپردازند. از آنجاییکه مشکل اصلی ما فرهنگی است باید در این راستا حرکت نمود و در این زمینه اقدام کرد.
