مذاکرات با این آرایش نتیجه نخواهد داد
- آیا نپذیرفتن شرط آتش بس از سوی طالبان، کیفیت مذاکره را متاثر نخواهد ساخت؟
ضیا صدر: قرائن، شواهد و شرایط دال بر این است که ما با یک مذاکره فرمایشی، بیکیفیت و مسخره مواجه خواهیم بود. شرایط روانی و فکری طالبان، شرایط منطقه ای، یک نظام فروپاشیده و فاسد، شرایط موجود کرونایی جهانی به گونهای رقم خورده که همه مصروف خودشان هستند، دولت ترامپ در امریکا هم به دلیل مشکلات ناشی از کرونا و... تلاش دارد مردم را متوجه مسائل خارج از امریکا کند و بحث مذاکرات صلح افغانی و نیز مسائل ایران و چین را بزرگ جلوه میدهد.
طالبان به پشتوانه پاکستان، دولت افغانستان و تیم مذاکره کننده جانب حکومت را اصلاً جدی نخواهند گرفت و تیمی که از سوی حکومت جور شده نیز متشکل از افرادی است که اکثراً ارزش و معنای جمهوریت را به درستی درک نمیکنند و از معنا و ابعاد لازم آزادیهای اجتماعی و آزادی بیان درک دقیق، مستقلانه و مسئولانه ندارند و به مسئله حقوق بشر و حقوق زن نگاه ژرف و انسانی نمیتوانند داشته باشند.
بسیار از صاحب نظران بدین باروند که این افراد به دلیل ضعف شخصیت، سواد لازم و روحیه پروژهای و معامله گرانه، در برابر خواست امریکا و پاکستان با اندک ترین فشار تسلیم خواهند شد و بسیاری از اینها اگر فرصتی پیش بیاید دست به معامله زده و به راحتی از ارزشهای تعین شده و تعریف شده کوتاه خواهند آمد.
بنابراین آزادی زندانیان یک خواست و کار امریکایی بود، مذاکرات بین الافغانی کنونی نیز یک خواست و نیاز امریکایی است و ربط به مردم و نیاز مردم افغانستان ندارد، آنچه که انتخابات امریکا نیاز داشته باشد آن خواهد شد.
با توجه به رفتار دو سه سال امریکا به سادگی معلوم می شود که امریکا طالبان را در افغانستان نسبت به دیگر طرفها ترجیج داده است. برخی خیال می کنند که این ترجیج به خاطر فساد حاکم در دولت افغانستان است، به نظر می رسد چنین نیست، بلکه این ترجیح به خاطر آن است که امریکا پاکستان را نسبت به افغانستان همیشه رحجان و در آینده نیز ترجیح خواهد داد.
وقتی طالبان می بیند که همه چیز به نفع آنهاست، امریکاییها آنها را ترجیح میدهند، چین و روس و ایران و پاکستان و جهان نگاه نرم و منعطفی نسبت به آنها دارند، نیاز نمیبینند که دست به آتش بس بزنند تا این آتش بس کردیدیتی باشد برای سیاستگران شکست خورده کابل.
اگر طالبان ده هزار نفر را بکشند و روز هزاران انتحاری کنند، بازهم چون امریکا به گفت و گوی بین الافغانی نیاز دارد، این گفت و گوها باید ادامه یابند و منتج به نتیجه ای گردند که به نفع ترامپ در انتخابات 2020 امریکا گردد.
- آیا طالبانی که قرار است با آنان مذاکره صورت گیرد، تفکری مشابه به طالبان خط جنگ دارند؟ (در صورتی که اینگونه نباشد، نتیجهی مذاکرات را چگونه پیشبینی میکنید؟)
ضیا صدر: دوستی می گفت: طالب واقعی اصلا در جنگهای دیده نمیشوند، آنها نقابدار و نقاب پیچ هستند، در سفارتخانهها و نیز مراکز بسیار حفاظت شده نیروهای بینالمللی بود و باش دارند. آنها در کشورهای حوزه خلیج مصروف عشرت و کواردینات جنگ هستند. اینهایی که در خطوط مقدم جنگ مصروف هستند اصلا فکر و اندیشهای ندارند، اینها شکم و یک سری نیازهای روزمره دارند که هرگاه این نیازهایشان برآورده شد و به آنها گفته شود که از جنگ دست نگه دارند بدون تفکر دست برمیدارند.
آنهایی که با معاملات موسوم به صلح کنار نخواهند آمد از گروههای تروریست دیگری است که در افغانستان وجود دارند، آنها به نام طالب دست به کارهایی خواهند زد تا مثلا صلح طالبانی را خدشه دار نشان دهند، به نظر می رسد که سررشته طالب و آن 20 گروه تروریستی دیگر در دستان واحد قرار دارد و نظر اغلب تحلیلگران منطقه ای همین است وبس.
قمندانان و نیروی جنگی خطوط نبرد در افغانستان دارای اندیشه خاص نیستند، آنها فقط مزدورند، این مزدورها در این 20 سال فهمیدهاند و نیز هریک چندین بار تجربه کرده اند که اگر این ارباب برایمان فایده ای نداشت با ارباب دیگر پیمان میبندیم و برای او نفر میکشیم.
- به نظر شما طالبان نسبت به نوزده سال پیش تغییر کردهاند؟ اگر بلی در چه بخش؟
طالبان تغییر کردهاند، آنها فهمیدهاند که باید دل جامعه جهانی را به دست بیاورند، آنها فهمیده اند که در مسائل کلان جهان باید نقشی به عهده گیرند، طالبان دانسته اند که جهان به "افغانستان میدان جنگ" نیاز دارد و می توانند کرایه کننده این میدان اینها باشند.
بله، انها تغییر کرده اند، قبلا تصور می کردند که پشت تطبیق شریعت کدام حقیقتی نهفته است، اما اکنون فهمیده اند که تطبیق شریعت میتواند زمینه سلطه آنها را فراهم کند، وقتی این زمینه فراهم شد آنها می توانند با خیال راحت با این کشور و مردمش هر طور که خواستند رفتار نمایند.
طالبان در گذشته و اکنون تصوری از کلیت اسلام ندارند، آنها یک تصور غیراخلاقی از شریعت دارند، آنها درباره انسان هیچ آگاهی علمی- اخلاقی ندارند، آنها عواطف بشری را به رسمیت نمیشناسند و حتی درک بدوی از روح و روان یک انسان سالم ندارند.
اندیشههای آنها نه به حنفیت ارتباط وثیق میگیرد و نه تصوف و عرفان جاری در این مملکت و نه در قرائتهای رایج اسلام در دیگر کشورهای منطقه، آنها هیچ طرح فکری درباره اسلامی که می خواهند عملی کنند تا کنون ارائه نکرده اند و هیچ مانیفیستی در این خصوص ندارند. آنها تمایلات جمعی از ملاهای بدوی و کم سواد در نحوه تطبیق شریعت را "اسلام" می دانند و مخالفت با این نگاه را کفر می شمارند. بنابراین طالبان در این نوزده سال اخیر بسیار بی پرواتر، بازیگوشتر و نیز از رواداری و مدارا دورتر شده اند.
- در دیدگاه طالبان نسبت به زنان چه تغییری آمده است؟
ضیا صدر: در دیدگاه آنان هیچ تغییری مشاهده نمیشود. بلکه آنها قصدا و عمدا نمیخواهند در نظرگاه خویش چنین تغییر به وجود بیاورند. حتی با توجه به شرایط ویژه جهانی که همه غرق در مصائب اقتصادی و اجتماعی کرونا هستند، ضرورت و فشاری نیز در خصوص کوتاه آمدن احساس نمی کنند.
- چه موضوعاتی مرتبط با زنان در مذاکرات مورد بحث قرار خواهد گرفت؟
ضیا صدر: اینکه زنان بتوانند تحصیل کنند، زنان بتوانند کار کنند احتمالا مورد بحث قرار خواهد گرفت، اما اینکه زنان بخواهند به سینما بروند، زنان بخواهند بخوانند، برقصد، فیلم بازی کند و در پست های کلیدی کار کنند اصلا مورد بحث قرار نخواهد گرفت. زیرا نه طالبان تمایل به شنیدن چنین چیزهای دارند و نه تیم جانب حکومت چنین انگیزه و اندیشهای در سر دارد که چنین نیازهای را مطمع بحث قرار دهد.
- آیا تیم دولت آمادگی و ظرفیت لازم را برای شرکت در این گفتوگوها دارد؟
هرگز ندارد، به نظر میرسد که این تیم با مشوره با رهبران برخی از احزاب از سوی امریکاییها آرایش شده است، وقتی استانکزی رییس تیم قرار میگیرد چه معنایی میتواند داشته باشد، انسانهای آزاد و مستقلی که مسئولانه میاندیشند با دیدن این تیم و رهبریاش چه طور فکر خواهند کرد به جز اینکه یک تیم سفارشی و فرمایشی مزدور جور شده تا نظر مردم را نتواند منتقل کند و از آن دفاع نماید.
- چه تضمینی وجود دارد که طالبان پس از توافق صلح، به تعهدات شان عمل کنند و آن را نقض نکنند؟
هیچ تضمینی وجود ندارد، کشورهای اروپایی نیز در خصوص روند مذکور دم فروبسته و چیزی فراتر از امریکا نمیخواهند بگویند، سازمان ملل نیز همیشه پس از امریکا یک واکنش بسیار خفیف و بیاثر از خود نشان میدهد و کشورهای همسایه ما نیز به دلیل از هم فروپاشیدگی ناتوانی خودخواسته جمهوریت موجود در کشور، تمایلی ندارند دل طالبان را برنجانند.
- حضور زنان در روند صلح چه کمکی به آن می کند؟
شاخصهای که بتواند پروسه صلح افغانستان را انسانی جلوه دهد و امیدها را برای صلح پایدار و انسانی به وجود بیاورد ما ندیدهایم، اما اگر زنان و حقوقشان در این پروسه به شکل موثر حضور پیدا کنند، صلح جنبه انسانی و امیدبخش به خودش میگیرد. زیرا دیده میشود که با یک گروه انسانی طرف هستیم که عواطف بشری را درک میکند و به انسانیت میتوانند احترام قائل شود.
- زنان عضو تیم مذاکره کننده، چقدر ظرفیت و آمادگی لازم را دارند؟
من اخیر لیست مذاکره تیم مذاکره کننده را ندیده ام، تا آنجا که به خاطرم است به جز یکی یا دو زن دیگران حرفی برای گفتن ندارند و از خواست و ادعای خودشان نمی توانند منطقا و علمی و دینی دفاع کنند. در عین حال آدمها بسیار پرژه ای هستند که بیشتر هدفشان نوعی غریبی کردن است.
- پیشنهادات شما برای بهبود کیفیت تیم و کارکرد آن چیست؟
با توجه با آنچه در پاسخ پرسش نخست گفتم، برای اینکه مذاکرات پیش روی، "بین الافغانی" و سرنوشت ساز و عقلانی باشد، به انسانهای دانشمند و با تجربه مبارزاتی – مطالعاتی نیاز است تا آنها که طرف واقعی طالبان هستند با گروه طالب مذاکره کنند. من یک لیستی را با وجود اینکه میدانستم این حکومت هرگز نمی خواهد ببیند و نمیخواهد بشنود تهیه کرد، پیشنهاد نمودم.
اینها انسانهای مستقل و آگاه هستند که به مسائل پیچیده جنگ و صلح افغانستان و جهان به نحویی وقوف دارند. اینها خواست وخواستگاه طالبان را به نیکی میشناسند و اینها مافیالضمیر جریانهای تروریستی و نیز جنگ جویان نیابتی را به خوبی درک میکنند. اینها پاکستان را میشناسند و از نیات آن به خوبی آگاهند، در ضمن اینها اهل معامله نیستند. در یکی دو ساعت فکر کردن این لیست را جور کردهام ممکن است یکی دو نفرشان از دیدگاه برخی مشکل داشته باشد ولی عمومشان دارای پیشنیه علمی – مبارزاتی هستند.
فهرست انتخابی من:
داکتر کریم پاکزاد، محمود صیقل، داکتر رسول رحیم، داکتر عسکر موسوی، داکتر رنگین سپنتا، آقای رحمت الله نبیل، ستر جنرال مجتبی پتنگ، داکتر محی الدین مهدی، داکتر امین احمدی، استاد علی رضا اخلاقی، داکتر ذکیه عادلی، داکتر سیما سمر، داکتر حکیم نعیم، استاد محمد اکرام اندیشمند، استاد نادر نورزایی، استاد محمد یعقوب مشعوف، استاد دستگیر روشنیالی، استاد محمد محق، استاد ذکی خاورنیا، محمد نبی هیکل، استاد ضیای رفعت، علی احمد عثمانی، آقای باقی سمندر، بلقیس روشن، ناهید فرید، ملک ستیز، عبدالقیوم سجادی، لطیف پدارم.