سه شنبه(۶ عقرب ۹۹)

یکی از شخصیتهایی که در تحولات افغانستان نقش بسیار پررنگ دارد زلمی خلیلزاد است، کاسب کاری که پروژه های کلان امریکا را در افغانستان اجرا می نماید، این امریکایی افغانی الاصل کیست آیا خودش آنسو دلش این سوی دریاست یا برعکس؟

ممکن است نگاه های چندان دقیقی در جامعه ما در خصوص شخصیت ایشان وجود نداشته باشد، مطالعه این گفت وگو می تواند نگاه نسبتا دقیقی در خصوص نقشهای خلیل زاد در گذشته و آینده افغانستان ارائه دهد.

در خصوص شخصیت ایشان با استاد نادر نورزایی گفت و گویی صورت گرفته است، که اکنون آن را می خوانیم.

ضیا صدر: خلیل زاد کیست و ایشان در حوادث و تحولات افغانستان چه نقشهایی را به عهده دارد؟

استاد نادر نورزایی:  طوری که همه می دانیم خلیل زاد دیپلومات امریکایی است که در افعانستان تولد شده است و مکتب رفته است. وی بعداً در پوهنتون امریکایی بیروت لیسانس اش را گرفته است و بعد از آن در امریکا سیاست تحصیل کرده است و در سالهای هشتاد میلادی برای کمک به مجاهدین افغان در اداره‌ای رئیس جمهور ریگن تلاش نموده است و همکار ولفوویتز یکی از محافظه کاران مطرح آن زمان بوده است.

در مذاکرات بن هم او بوده است که کل این مذاکرات را هدایت کرده و نظام امروزی افعانستان در واقع نتیجه‌ای کار وی می‌باشد. بعد از سقوط امارت طالبان هم وی در افغانستان همه کاره بوده است. سفیر امریکا و بعد سفیر در عراق  و نماینده امریکا در سازمان ملل. خلیل زاد در حکومت کرزی سهم مهمی داشته و مسئول آشفتگی‌های این حکومت است. امروز هم با طالبان موافقت نامه‌ای را مذاکره کرده است و کوشش دارد تا این موافقت نامه عملی شود.

ضیا صدر: آیا خلیل زاد یک افغان است؟

نادر نورزایی:خلیل زاد یک امریکایی افغان تبار است. بیشتر مدیون امریکا است تا افغانستان.

ضیا صدر: مأموریت او به او این اجازه را می‌دهد که نسبت به گذشته و وطن خود احساس مسئولیت کند؟

نادر نورزایی:در مصاحبه‌اش با طلوع نیوز در برنامه‌ای “سیاه و سفید” خلیل زاد خود را صاحب دو کلاه نامید. یعنی کلاه امریکایی و کلاه افغانی. کلاه امریکا اش البته خیلی بزرگتر از کلاه افغانی‌اش می‌باشد. وی مأمور است و معذور. با وجود این، هرچه امریکایی شده باشد، نمی‌تواند شرطی سازی اولیه روانی‌اش را نادیده بگیرد. یعنی لایه‌ای در ژرفای روان اش وجود دارد، هرچند ناخودآگاه، که وی نمی‌تواند کاملاً به مقابل سرنوشت افعانستان بی تفاوت باشد. این که این لایه چه نوع عمل می‌کند را نمی‌توان بدون شناخت نزدیک از وی شرح داد.

ضیا صدر:  سهم خلیل زاد را در ساختارسازی حکومت فعلی افغانستان چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نادر نورزایی: سهم خلیل زاد در ساختار حکومت و نظام افعانستان بسیار برجسته است. از پروسه‌ای بن گرفته تا حکومت کرزی و موافقت با طالبان و کوشش فعلی وی برای دور زدن حکومت غنی در توافق با طالبان.

ضیا صدر:   رابطه خلیل زاد را با طالبان و گروهای تروریستی و متحجر شما چگونه ارزیابی می‌کنید و این رابطه از کی بوده و چه تغییراتی در این رابطه ایجاد شده و این ارتباط چه پی آمدهای برای حال و آینده کشور و منطقه خواهد داشت؟

نادر نورزایی:خلیل زاد و سیاست اش متأثر از جنگ سرد بین “امپریالیزم” و “سوسیالیزم” می‌باشد. وی در مکتب محافظه کاران امریکایی رشد نموده است و در سالهای هشتاد میلادی ترجمان مجاهدین در اداره‌ای رانلد ریگن بود. خلیل زاد آن زمان بود که توجه محافظه کاران امریکایی را به خود جلب نمود. وی آن زمان مقالاتی می‌نوشت. کاپی یکی از این مقالات را من تا امروز دارم که در شماره نومبر/دسامبر سال 1980 در مجله‌ای “مسائل کمونیزم” که از طرف وزارت خارجه‌ای امریکا بیرون داده می‌شد در باره مجاهدین و جنگشان به مقابل شوری نوشته است.

محافظه کاران از جمله خلیل زاد به مجاهدین در آن زمان و به طالبان در امروز به حیث ابزاری برای اهداف سیاست خارجی امپریالیزم امریکا می‌نگریستند و می‌نگرند. ایدئولوژی برایشان مهم نیست. مهم این است که چگونه از هر ایده‌ئولوژی به نفع اهداف امریکا می‌شود کار گرفت.

امریکایی‌ها مردمی پرگماتیک اند، آن‌ها با اندیشه‌ها زیاد سر و کار ندارند بلکه به اینکه به چه دردشان می‌خورد. بر خلاف اروپایی‌های فیلسوف مشرب و متفکر، امریکایی‌ها مردمی عملی‌اند که هر روشی که کار داد برایشان اهمیت دارد. آن‌ها زیاد دنبال اخلاقیات هم نیستند. اینجا است که نقش عقلانیت ابزاری با اهمیت می‌شود و عقلانیت نقاد نقشی ندارد. تبعات این نوع سیاست در منطقه و جهان در واقع سیاست‌های متغیر و زیگزاگی است. تنها منافع امریکا مطرح است، از هر راهی که ساده و بدون هزینه است.

ضیا صدر:    آیا هنوز هم امریکا به دموکراسی و مبارزه با تروریزم در افغانستان می‌اندیشد یا به کلی پلان و برنامه تغییر یافته است؟

نادر نورزایی:پرگماتیزم امریکایی به آن‌ها می‌گوید حالا که دموکراسی کار نداد، همکاری با طالب را عقلانیت ابزاری الزامی می‌کند تا منافع امریکا و دوست قدیمی‌اش پاکستان برآورده شود. از امریکا مردم افعانستان نباید انتظار داشته باشند که آنها به اصولی بنیادی پایبنداند که آن دموکراسی و حقوق بشر است. این یک اشتباه بزرگ است. هر کسی دموکراسی و حقوق بشر برای ملت خویش می‌خواهد، باید به خود تکیه کند نه به امریکا!

ضیا صدر: آیا خلیلزاد فقط یک مأمور است یا نه، طراح و دیزان نقشه‌های منطقه‌ای – امریکایی را خود او تهیه، دفاع و بعد اجرا می‌کند؟

نادر نورزایی:فکر می‌کنم وی بیشتر مأمور باشد تا طراح سیاست امریکا در قبال منطقه.

ضیا صدر: به نظر می‌رسد که برخی از مردم هنوز هم به عنوان یک افغان امریکایی امیدها و انتظاراتی دارند، آیا این انتظار درست و به جاست؟

نادر نورزایی: فکر می‌کنم این انتظارات کاملاً بی جا نیست، ولی نباید خاطر جمع نشست که خلیل زاد برای ما دموکراسی و حقوق بشر و غیره می‌آورد. این که انتظارات کاملاً بی جا نیست، مربوط می‌شود به شرطی سازی های اولیه‌ای روانی خلیل زاد. انسان هیچ گاه نمی‌تواند از آنچه آب و هوا و جغرافیای دوران کودکی و نوجوانی‌اش در وی ایجاد نموده است فرار کند. این‌ها لایه‌ای ژرفای روان ما است. به همین دلیل خلیل زاد هرچه امریکایی شده باشد، هنوز این لایه را به خود حمل می‌کند و این لایه زیر آستانه‌ای عمل می‌کند. تبعات اش برای هر فرد مختلف است و فهم بهترش نیاز به روانکاوی فرد دارد.