پس از تدوین موافقت نامه صلح بین ایالات متحده امریکا و طالبان تحلیلگران با یک نگاه بسیار محتاط و متمایل به بدبینی نسبتا شدید به مفاد این مذاکرات می‌نگرند. بسیاری منتظر مفاد موافقتنامه اند تا ببینند که چه مسائلی در آن درج شده است. پنهان نگهداری موافقتنامه حتی از سیاستمداران ارشد کاخ سفید نظیر جان بولتون و امنتاع امضای مایک پمپئو پای آن، موضوع را بیشتر خبرساز کرده است. رسانه‌های خارجی نظیر بی بی سی و صدای امریکا نتایج آینده مفاد روند این گفتگوها را جنگ داخلی نیز برآورد کرده اند. افغانستان امروز با توجه به اهمیت این موضوع و نگرانی‌های موجود در این زمینه، پرسش‌های را در رابطه به اوضاع پیچیده و مبهم کنونی با دکتور کریم پاکزاد تحلیلگر سرشناس روابط بین الملل در میان گذاشته که در ادامه این گفتگو پیشکش خوانندگان گرامی خواهد شد.

ضیا صدر: امریکایی‌‌ها در حدود یک‌سال با طالبان در دوحۀ -پایتخت امارت قطر- مشغول مذاکره بودند و قطع‌نامه حاصل این مذاکرات را نهایی ساختند. هدف از این مذاکرات چه بود؟

کریم پاکزاد: اینکه مذاکرات میان امریکا و طالبان یک‌سال طول کشید هم طولانی به نظر می‌رسد و هم برای حل تمام مسایل مربوط به جنگ در افغانستان از لحاظ زمانی ناچیز است. برای اینکه تمام جنبه‌های روند صلح را در افغانستان درک کنیم بایست به داده‌های اصلی و عواملی که دو طرف را بر روی میز مذاکره کشانیده و منجر به ۹ جلسه شد که هریک آن یک هفته طول می‌کشید، توجه کنیم.

من عقیده دارم که دشوارترین موقع در این روند، یکسال مذاکره نیست، بلکه پذیرش مذاکره از دو جانب جنگ – امریکا و طالبان- می‌باشد. هر دو طرف برای آغاز مذاکره از خطوط سرخی که ترسیم کرده بودند عدول کردند. امریکا به‌رغم اینکه به نفس مذاکره با طالبان از چندین سال به این طرف، حتا از زمان ریاست جمهوری بارک اوباما، عقیده پیدا کرده بود و عامل اساسی آن پذیرش این واقعیت که توان پیروزی نظامی را در افغانستان ندارند، بود. ولی خط سرخ امریکا تا تابستان سال گذشته مذاکره طالبان با حکومت کابل بود. با عبور ازاین خط سرخ و با دور زدن حکومت کابل و اشرف غنی (حتی امروز هم یک نسخه توافق نهایی با طالبان را به او نمی‌دهند) امریکا مستقیماً با طالبان وارد مذاکره شدند. تمام داده‌ها می‌رساند که اداره دونالد ترامپ بالای اشرف غنی و حکومت وی اعتماد ندارد.

طالبان هم از خط سرخ خود عبور کردند. آن‌ها که طی سال‌ها “جهاد و ترور” با سرسختی می‌گفتند که تا یک سرباز امریکایی در افغانستان است ما حاضر به مذاکره با اشغالگران نیستیم؛ با حضور ارتش امریکا در افغانستان آنها حاضر شدند دور یک میز با هیأت امریکایی بنشینند وسرانجام به موافقت نهایی با آنها برسند. چرا؟ دو عامل اصلی در این ماجرا نقش بازی کردند:
۱ ـ دونالد ترامپ در میان سایر وعده‌ها، روی وعده “خروج سربازان امریکا از افغانستان” و پایان بخشیدن به یک جنگ نامفهوم که برای امریکا از نگاه جانی و مالی سخت گران تمام می‌شود و یکی از طولانی‌ترین و پرمصرف‌ترین جنگ‌های تاریخ امریکاست پایان ببخشد. رای‌دهنگان ترامپ در این مورد با او هم عقیده اند. اصرار ترامپ که طی ۴ ماه بعد از امضای توافقنامه امریکا بیش از ۵۰۰۰ سرباز خود را از افغانستان بیرون خواهد کرد و هدف نهایی خروج تمام سربازان امریکاست، در میان رای دهندگان ترامپ خیلی محبوبیت دارد. تاکید وی روی این اصل که امریکا در افغانستان فردا حضور خواهد داشت، بخصوص در زمینه اطلاعات تا مطمئن شود که این کشور دوباره به پایگاه تروریسم مبدل نمی‌شود و منافع امریکا را به خطر نمی‌اندازد، این واقعیت را می‌رساند که امریکا در این مورد با طالبان به موافقاتی رسیده اند که هنوز نمی‌دانیم. اما می‌توانیم حدس بزنیم که به شکلی از اشکال امریکا در افغانستان به حضور خود ادامه خواهد داد اما این‌بار با موافقت طالبان.
۲ ـ طالبان نیز از خط سرخ خود عبور کردند. آنها سال‌ها تکرار می‎کردند که حتی باوجود یک سرباز امریکایی حاضر نخواهند بود با امریکا وارد مذاکره شوند. ولی چرا چنین کاری را انجام دادند؟ می‌توان گفت که طالبان وارد یک استراتیژیِ شدند که از یک‌طرف نمی‌توانستند از مذاکره خودداری کنند و از طرف دیگر در تمام زمانی‌که با امریکا مذاکره می‌کردند یک ذره هم از عملیات نظامی نه علیه نیروهای امنیتی، نه علیه سربازان امریکایی دست نکشیدند. آنها هم در میدان جنگ امتیازات خود را تقویه نمودند و هم در میز مذاکره امریکا را به حداکثر انعطاف وادار نمودند. طالبان می‌دانستند که امریکا حاضر است از خود انعطاف نشان بدهند. بخاطر بیاوریم که در سپتامبر سال گذشته زمانی که زلمی خلیلزاد توسط مایک پومپئیو مؤظف شد تا مذاکرات با طالبان را هدایت کند به او ۷ ماه وقت داد.

فاکتور مهم دیگری که از همان ابتدای آغاز مذاکرات نشان می‌داد که دو طرف تمایل به رسیدن به یک موافقتنامه دارند، تحول سیاسی در پاکستان بعد انتخاب عمران خان است. به سرعت عمران‌خان در صدد بهره‌گیری از بن‌بست امریکا در افغانستان برآمد. مثلث امریکا، پاکستان و عربستان سعودی از یک‌طرف و اطمینان طالبان از پیروزی سیاسی همه دست بدست هم داده، آنچه را که از چندین سال به این‌طرف برخی کارشناسان پیش‌بینی می‌کردند، دارد بوقوع می‌پیوندد: افغانستانی که در آن طالبان و پاکستان و متحدین عربی آنها حرف اول را خواهند زد.

ضیا صدر: سرنوشت گفتگوی بین‌الافغانی را چگونه ارزیابی می‌کنید. گفتید که جبهه مخالف طالبان آمادگی لازم را ندارد. در صورت عدم موفقیت گفتگوها اوضاع را چگونه پیشبینی می‌کنید؟

پاکزاد: در هر گفتگو و مذاکره موفقیت آن به فاکتورهای زیادی وابسته است. نخستین فاکتور تناسب قواست. در صورتی‌که یک جانب ضعیف در مقابل یک جانب قوی قرار می‌گیرد مانند طرفی که جنگ را باخته است، مذاکرات یک جانبه خواهد بود و طرف قدرتمند شرایط خود را تحمیل خواهد کرد. پیچیدگی گفتگوهای بین الافغانی در این خواهد بود که طالبان نپذیرفته اند که قبل از آن آتش را بپذیرند. لهذا این گفتگوها در حالی آغاز خواهد شد که جنگ ادامه دارد و بدبختانه طالبان در حالت تهاجمی قرار دارند؛ از سوی دیگر نیروهای امنیتی جنگ با طالبان را با سلاح، پول و مهمات امریکا پیش می‌برند. امضای توافقنامه اوضاع را دگرگون خواهد کرد. کسی نمی‌تواند تصور کند که امریکا از یک‌طرف با طالبان صلح می‌کنند و از طرف دیگر به کمک سالانه ۵ میلیارد دالر به نیروهای امنیتی افغانستان ادامه خواهند داد. یکی از عوامل شتاب دونالد ترامپ در رسیدن به توافق تقلیل مصارف امریکا در افغانستان است. رای دهندگان ترامپ از اینکه پول مالیات آنها در افغانستان مصرف میشوند ناراضی هستند و این موضوع در انتخابات ریاست جمهوری نوامر سال ۲۰۲۰ نقش خواهد داشت.

بُعد منطقوی بحران افغانستان در پروسه صلح نادیده گرفته شده است
یکی از فاکتورهای دیگر که روند صلح را در مجموع و گفتگوی بین الافغانی را در اخص ممکن است به چالش بکشد در این است که بعد منطقوی بحران در افغانستان نادیده گرفته شده است. این روند صلح در واقع روند پاکستانی با حمایت عربستان و امارات و قطر می‌باشد. کشورهای بزرگ و صاحب نظر در بحران افغانستان مانند ایران، هند، روسیه و حتا چین به حاشیه رانده شده اند. کشوری مانند ازبکستان که یک قدرت آسیای میانه است ناگزیرشد تا روابط تنگاتنگ با طالبان برقرار کند. اینکه طالبان درخواست نموده اند که در هنگام امضای توافقنامه نمایندگان سازمان ملل، اتحادیه اروپا، روسیه و چین حضور داشته باشند، نشانه هوشیاری سیاسی آنهاست.

در افغانستان احساسات مخالف و حتی ضدیت با طالبان هم در میان نیروهای سیاسی، هم در میان نسل جوان و تحصیل‌کرده و هم در میان مردم عوام وجود دارد؛ از این جهت است که طالبان در ملاقات با رهبران سیاسی افغان در مسکو و دوحه با وضاحت بیان کرده اند که در هنگام قدرت “امارت اسلامی” آنها اشتباهات زیادی را مرتکب شده اند و حتی اعلام کرده اند که طرفدار انحصار قدرت نیستند و حق کار و تحصیل را برای زنان “در کادر شریعت” قبول دارند.

در یک مذاکره سیاسی و برای رسیدن به یک توافق دو طرف باید گذشت‌هایی کنند. ولی اگر با وجود گفته ها اگر طالبان بخواهند به شیوه امارت اسلامی قبلی عمل کنند، امکان مقاومت، حتی مسلحانه، و در نتیجه ادامه یک جنگ با سرنوشت نامعلوم کاملآ محتمل است.

ضیا صدر: بحث روی نظام سیاسی آینده افغانستان، سهم‌گیری طالبان و سرنوشت جمهوریت و امارت چگونه در توافقنامه صلح امریکا و طالبان پیش‌بینی شده است؟

کریم پاکزاد: ماهنوز از جزئیات توافقنامه چیزی نمی‌دانیم. امریکا حتا یک نسخه از آن را به اشرف غنی و داکتر عبدالله هم ندادند. آنها تا آخرین لحظه طوری عمل کردند که “حکومت وحدت ملی” کنار گذاشته شود. با این روش امریکا پیامی را به مردم افغانستان می‌رساند: “حکومت وحدت ملی” قابل اعتماد نیست. آنها را آماده پذیرش تصمیمات دردناکی که فردا از درون “گفتگوی بین الافغانی” بیرون خواهد شد، می‌سازد. از قرار معمول در متن توافقنامه آشکارآ از “امارت اسلامی افغانستان” نام برده شده‌است. بعد از رسمی شدن توافقنامه صلح ما وارد دشوارترین مرحله آن خواهیم شد. دو بند اول روند صلح،تضمین طالبان که از افغانستان فردا خطر تروریستی امریکا و متحدین آنرا تهدید نمی‌کند و بند دوم آن جدول زمانی خروج سربازان امریکا از افغانستان برای دو طرف حیاتی بود. ولی مرحله سوم و چهارم آن، گفتگوی بین الافغانی و آتش بس دایمی، برای مرد افغانستان حیاتی است.

من متآسفانه سرنوشت گفتگوهای بین الافغانی را، که از یاد نبریم برای طالبان معنی گفتگو با حکومت را ندارد، زیاد امیدوار کننده نمی‌بینم. از یکطرف طالبان در جریان یک‌سال مذاکره با امریکا و دو بار گفتگو با سیاستمداران افغانی نشان دادند که آنها متحد، وآماده هستند. همه یک حرف را تکرار می‌کنند. از طرف دیگر اشرف غنی که به خود مآموریت داده تا لیست هیأت مذاکره‌کننده افغانی را تهیه کند، بعد از چندین لیست، حتی ۲۵۰ نفره، بازهم برای تهیه یک لیست همه شمول از تمام نیروهای که نمایندگی از تنوع سیاسی و قومی افغانستان داشته باشد، در تردید است و از اعلام آن احتراز می‌کند. به همین لحاظ بسیاری از مخالفان سیاسی اش او را به سبوتاژ پروسه صلح و انتخاب مجددش به حیث رئیس جمهور حتی با اشتراک ضعیف مردم در انتخابات متهم می‌سازند.

گذشته از آن رئیس جمهور غنی می‌دانست و از یکسال به اینطرف پر واضح بود که امریکا با طالبان به موافقه می‌رسد. این هم واضح بود و خلیلزاد چندین ماه قبل گفته بود که مسایلی که مربوط به نظام فردا، حقوق بشر، جایگاه زنان در جامعه و … می‌شود مربوط به افغان‌هاست و امریکا به آن دست نمی‌زند. اشرف غنی نتوانست یا نخواست برای موفقیت این گفتگوهای بین الافغانی جبهه مخالف طالبان را با فراهم کردن ایجاد یک جبهه وسیع و فراگیر ملی که در برابر طالبان توازن قوا را ایجاد کند، تدابیری را روی دست بگیرد. ما در حالیکه در آستانه امضای توافقنامه توسط دونالد ترامپ هستیم، هنوز لیست مذاکره کنندگان افغانی ساخته نشده است.