چگونگی توجه خداوند به خویش و بندگان
فلسفه عنایت خداوند
[جایگاه شناسی علم حق تعال]
(درباره علم حق تعالی که به خودش و به موجودات چه نوع علم است 11 -12 قول وجود دارد)
شیخ الرئیس علم حقتعال را علم عنایی میداند. محیالدین هم عارفانه وارد بحث شده است که استاد دینانی میگوید محیالدین هم از ابن سینا این مطلب را گرفته است.
بر اساس مبنای ابن سینا
کلمه عنایت از «عنا» «عنیه» به معنی «توجه» گرفته شده است. اما خداوند در ازل به چه چیزی توجه کرده است. آن زمان که چیزی جود نداشته است! آن، چه چیزی است که توجه خداوند را به خود جلب کره باشد. چه چیزی چنین شایستگی را داشته است.
کسی چیزی را نمیتواند بگوید؛ اما حق تعالی به خود و خویشتن توجه کرده است!
حق تعلی واحد است ولی واحد جلوهها و اعتبارات دارد. وقتی به خودش توجه کرد عظمت را در خودش دید همه چیز را در اگاهی خود یافت و هر چیزی در جایگاه خود شایسته بود. توجه یعنی آگاهی داشتن یعنی در ازل عنایت داشت به آنچه در خود داشت و آنچه با خود داشت همان است که تا ابد به ظهور میرسد و آنچه به ظهور نمی رسد. پس علم عنایی حق علم به همه چیز است علی ماینبغی.
رابطه توجه و وجه
وقتی که به خویش داشت توجه به وجه خویش داشت. خداوند به چیز توجه دیگران را جلب می کند که قابل توجه باشد.
توجه مصد باب تفعل «وَجَهَ» است توجه کردن یعنی به وجه نگریستن. با وجه نگریستن در وجه و فی الوجه. و خود حق هم به خودش توجه کرد. یعنی توجه حق به خودش در حضرت علم و اگاهی به تحقق پیوست. اگر آگاهی را یک عالم تصور کنیم ایا بیرون از جهان آگاهی چه سخنی را می توان گفت.
تعریظ به یونگ
کسی که به فضای معقول توجه داشته باشد، می داند که بیرون از آگاهی چیزی نیست. بیرون از فضای آگاهی چیزی نیست. در پرتو آگاهی حق هر چیزی سر جایی خودش نشست. و این همان علم عنایی حق تعالی است.
در ذیل ایه فاینما تولوفثم وجه الله صدر المتألهین میگوید: اینکه به مشرق و مغرب نگاه کنید(یعنی به هر شأن و شئون الهی) چیزی نمی بینید که در دایره وجه الله نباشد. اما بیش از همه مورد توجه میتواند قرار بگیرد طهارت و پاکی است که در دورن انسان است. لذا آن کسی که خداوند بوجه به طو تام و تمام در آن ظهور کرده است حقیقت محمدیه(ص) است.
چون محمد پاک بود زین نار و دود هر کجا روکرد وجه الله بود
فنا، زدودن موانع و حجابها است. وقتی اسقات اضافات صورت پذیرفت دانسته می شود که چیزی خاصی نبوده است.
حجابها
حالا حجابها دو گونهاند:
1. حجابهای قصور و جهل
2. حجابهای تقصیر
قصور و تقصیر از عناصر جهل هستند و دریدن پردههای جحالت با سلوک ممکن میشود حال دو ن.ع داریم، الف: سلوک قلبی ب:سلوک علمی.