کنفرانس یک "دهه دیالوگ"

رویکرد آشتی جویانه پس از یک دهه منازعه

 

سید ضیاالدین صدر-  کابل

گردهمایی دهم امریکا و جهان اسلام از سوی انستیتیوت بروکنگز و حکومت قطر در دوحه راه اندازی شده است. گردهمایی امسال (دیروز) آغاز شد و قرار است سه روز ادامه یابد. در این کنفرانس آقای کرزی رییس جمهور نیز دیروز ایراد سخنرانی کرد.

به باور بسیاری از کارشناسان و آگهان سیاسی، دهه گذشته دهه تقابل تمام عیار حوزه‌ها و مناطق خاص جهان بوده و  در این تقابل هزینه فراوانی به مصرف رسید. غرب برای مبارزه با افراط گرایی در این ده سال جنگی را به راه انداخت و آن را به نحوی مشروعیت بخشید، اما طرف دیگر نیز دیدگاه‌های منتقدانه غرب به ویژه امریکا را نسبت به جهان اسلام همواره مورد نکوهش قرار ‌داده و آن را مخالفت با اسلام و مسلمانان تلقی می‌کرده است.

به باور بسیاری از محافل سیاسیِ منطقه‌ای بین‌المللی، این منازعه ذخیره‌های انسانی - مالی و معنوی عظیمی را در کام خود فرو بلعیده و فرصتهای زیادی را از میان گرفت،  با این حال وضع هنوز به بن بست نرسیده و امکان دیالوگ باقی مانده است.

به نظر می‌رسد که نتایج به دست آمده از این کشیدگی ده سال و اندی چند، جهان را به این نقطه رسانده است که راه حل‌های پرهزینه نظامی ثبات را نمی‌تواند تضمین کند. بناء این پرسش به وجود آمده است که جهان اسلام با جهان غیر اسلام چگونه می‌تواند گفت‌وگو کند؟ گفتنی است که با توجه به تحولاتی که در غرب و نیز در میان مسلمانان به وجود آمده، رویکرد دیالوگ محور ارجحتر از رویکردهای سخت و نظامی در این شرایط تلقی می‌شود.

از آنجا که تلاشهای نظامی  به باز کردن این گره نیانجامیده، بدین سبب کنفرانس "یک دهه دیالوگ" در قطر برگزار می‌شود. از آنجا که نگاه‌ غرب به جهان اسلام در این یک دهه به کلی دست خوش تحول شده، بدین روی سیاست‌های متناسب با این دیدگاه‌ها در این کنفرانس مورد ارزیابی و پیگیری قرار خواهد گرفت.

با این کنفرانس می‌خواهند نشان دهند که غرب سیاستش را در قبال کشورها و گرایشهای اسلامی آرام آرام می‌خواهد تغییر دهد و حتی حمایت خود را به سوی نیروهای میانه جهان اسلام گسیل خواهد داشت، زیرا فکر می‌شود که این نیروها بنا بر ماهیت خود می‌توانند نوعی از توازن را ایجاد کنند. غرب تلاش خواهد کرد که دیدگاه‌ها و ساست‌هایش را در جهان اسلام از طریق دیالوگ و مفاهمه  پیش بگیرد.

 بسياری از غربي‌ها در كشورهای اسلامی زندگی مي‌كنند و به جز در موارد اندک، كسی متعرض آنان نشده است ممکن است در غرب هم کسی به یک مسلمان تعرض کرده باشد. اما در مقابل، مي‌بينيم ميليونها مسلمان در غرب زندگی مي‌كنند. ولی حيات جامعه غربی را متزلزل نكرده‌اند، بلكه به صورت خيلی طبيعی با غربي‌ها همزيستی داشته‌اند. ممكن است تندروهايی در بين مسلمانان وجود داشته باشند همان‌طور كه در غرب نيز ممكن است افراد و تندروی هایی با درصد کمتر وجود داشته باشد.

برای تعامل با غرب در اين زمينه بايد روی اصولی تكيه كرد كه از روح اسلام و بطن قوانين آن سرچشمه مي‌گيرند و باید بین اسلام واقعی و تروريسم سد فاصل بزرگ کشید. چنین سیاستی هم به نفع جهان اسلام و هم به سود غرب تمام می شود.

بنابر این این پرسش ممکن است که اساس کنفرانس "یک دهه تحول "را تشکیل بدهد که دیدگاه‌ها نسبت به جهان اسلام در غرب نیر باید ترمیم گردد و صرف از عینک القاعده  به جهان اسلام ننگریست.

 

جایگه صلح افغانستان در این رویداد

بنابر وضع حاکم در منطقه ممکن است یکی از اجندای مهم این کنفرانس بر سر حل معضله امنیت در منطقه ما باشد. تغییراتی که در این منطقه صورت گرفته و تا 2014 تغییراتی که باید صورت بگیرد مسئله حل صلح آمیز گره امنیتی این منطقه را در دستر و اولویت بیشتر قرار داده است.

با وجود اینکه آقای کرزی در این کنفرانس دیدگاه و مواضع دولت افغانستان را اعلام کرد، احتمالا دید و بازدیدهایی دیگری هم در حاشیه این کنفرانس صورت خواهد گرفت که اگر بتواند مسئله مذاکرات با مخالفان دولت را وارد یک بررسی جدید بسازد. حضور  رییس شورای عالی صلح افغانستان در این کنفرانس این تخمین را به یقین نزدیک‌تر می‌کند.

حدث زده می شود که رییس جمهور کرزی از سفر به قطر دو هدف دارد: یکی گسترش روابط در عرصه های مختلف با قطر و دوم وضاحت بخشیدن به برخی از ابهامات در خصوص گشایش دفتر سیاسی برای طالبان مسلح و موقف مقامات آن کشور در خصوص پروسه صلح افغانستان.

بدون شک در این بحث مسئله دفتر سیاسی طالبان در قطر هم از همه داغتر خواهد بود؛ زیرا تا هنوز اجماع نظر طرفها در رابطه با چگونگی، ماهیت، حدود و ثغور صلاحیتهای این دفتر مشخص نشده، با وجود اینکه همیشه مورد بحث بوده است.

بدون یک دفتر نمایندگی سیاسی آغار و پیشرفت مذاکرات هم ناممکن است. اما به نظر می‌رسد آنچه را که طالبان در پی آنند اینست که هویت چنین دفتری جهانی باشد و  زمینه استفاده نا محدود را برای آنها آماده بسازد. احتمالا دولت افغانستان هم روی چوکات و حدود فعالیت این دفتر پای خواهد فشرد. 

واقعیت این است که اگر چنین نمایندگی صرفا برای پیش برد مذاکرات صلح نباشد می‌تواند مورد استفاده نامحدود قرار بگیرد که به اقتدار طالبان در منطقه کمک خواهد کرد و  طبعا به نا امنی و لگام گسیختگی بیشتر انان دامن خواهد زد.

در این صورت این می‌تواند برای طالبان به حیث یک مرکز تبارز بیشتر و جلب کمک‌های مادی از حلقات و گرایشهای مختلف حتی برای برخی از دولت ها تمام شود و حتی مورد سوء استفاده قرار بگیرد.

از دیگر مواردی که احتمالا دولت در مذاکرات قطر رویش تإکید می‌‌کند، این است که به هیچ کشوری اجازه ندهد که بدون مشوره با دولت و شورای عالی صلح، بر سر مذاکرات صلح با مخالفان مسلح، معامله کنند و یا مستقیما در این کار آنها اقدام نمایند.

کارشناسان بدین باورند که "عدم تعهد از سوی آمریکا،  و رفتار منفعلانه کرزی، انعطاف‌ناپذیری طالبان و نامشخص بودن موضع پاکستان می‌تواند افغانستان را به بحران دیگری بکشاند، بحرانی که حل و فصل آن ممکن است از توان افغانستان و دیگران نیزخارج باشد.

 در عین زما و با حفظ این همه، برخی حلقات و گرایشها در داخل کشور نگرانیهای شانرا از معاملات پشت پرده میان دولت افغانستان(آقای کرزی) با طالبان؛ پنهان نمی‌کنند. آنها آقای رئیس جمهور را متهم می‌کنند که برای تداوم قدرت خویش به هر نحوی که باشد، از چنین تعاملات ابا نخواهد ورزید و این یک صلح موقتی خواهد بود نه ثبات دایمی.

مهم است که مسئله صلح در این مذاکرات و یا مذاکرات بعدی که به دنبال می‌آید به بازی سیاسی گرفته نشود توافقاتی که بر اساس روزمره‌گی و از سر فوریت بمیان آید، ثبات را به ارمغان نخواهد آورد