درحاشیه‌گذاری دولت افغانستان در مذاکرات صلح امریکا و طالبان و اجتناب طالبان از مذاکراه با دولت افغانستان، امید به نتایج مثبت مذاکرات بین‌الافغانی را کمرنگ ساخته است. توقف مذاکرات توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا به هر دلیلی که باشد رفع خواهد شد و راه حل صلح آمیز معضل افغانستان از طریق مذاکرات بین‌الافغانی که یگانه راه معقول و منطقی محسوب می‌شود ادامه خواهد یافت، اما اینکه چه مواردی مذاکره بین‌الافغانی را معنادار و حل‌ کننده و فصل دهنده می‌سازد سوال بنیادی‌ای است که هفته‌نامه نننی‌افغانستان(افغانستان امروز) آن را با آقای دکتور نادر نورزایی جامعه‌شناس و تحلیل‌گر اوضاع سیاسی افغانستان در میان گذاشته است که توجه شما خوانندگان عزیز را به مطالعه این مصاحبه فرامی‌خوانیم.

افغانستان امروز: به مراد رسیدن امریکا در مذاکره با طالبان، مذاکره میان افغان‌ها را قریب الوقوع ساخت، اما دشوارترین و اصلی‌ترین مرحله پروسه صلح مذاکره بین‌الافغانی است، که تصمیم گیری روی موضوعات و مشکلات بزرگی مانند چگونگی نظام سیاسی آینده، سرنوشت طالبان مسلح بعد از تحقق صلح و برخی موضوعات مهم دیگر به این مذاکره حواله شده است. آیا به نظر شما این واقع‌بینانه است که افغان‌ها این‌گونه در یک مذاکره دشوار به حال خودشان رها گردند، از سوی دیگر آیا توقف مذاکرات توسط رئیس جمهور امریکا خواهد توانست سکر غرور پیروزی یک جانبه را از سر طالبان بیرون کند تا آن‌ها احتمالاً با از سرگیری مذاکرات صلح درست رفتار نمایند؟

دکتور نورزایی: اول اینکه احتمال مؤفقیت در ارتباط با پروسه‌ای صلح زمانی قوی می‌شود که مجموعه‌ای کشورهای همسایه و قدرت‌های جهانی دخیل در امور افغانستان مواضع همسو داشته باشند. تا جایی که مشاهده می‌شود همه‌ای همسایگان کشور در این جریان دخیل نبوده‌اند. ایران ظاهراً در جریان قرار ندارد (مگر اینکه از راه سری و یا غیر مستقیم)، هند و روسیه هم همچنین. در حالیکه این کشورها نظر به رابطه‌ای‌شان به قشرهای متنوع جامعه‌ای افغانی از نفوذ قابل ملاحظه‌ای برخوردارند و همسویی‌شان کمک مهمی برای کامیابی پروسه اس صلح خواهد داشت. ایالات متحده که سر کردۀ کشورهای جهانی در جنگ افعانستان است و باعث کشته شدن صدها هزار انسان کشور شده است و با وعده‌های دیموکراسی و آزادی به افغانستان حمله نموده است نمی‌تواند خود را غیرمسئول تصور کند و کار افغان‌ها را تنها به آن‌ها واگذارد. از این‌رو ایالات متحده جمع همسایه‌ها و سازمان ملل باید در راه تأمین صلح و پیش برد گفتگوهای صلح با سیاسیون کشور همکاری نمایند تا صلح قابل قبول برای همه‌ای مردم افغانستان ممکن شود. از طرفی ایالات متحده با افغانستان پیمان امنیتی امضا نموده است و وظیفه دارد تا کشور را به حال خودش رها نکند و در راه آوردن صلح پایدار با افغانستان همکاری نماید.

افغانستان امروز: به نظر شما موانع، چالش‌ها و دشواری‌های مذاکرات بین الافغانی چیست، آیا بدون کمک و مشورت بی‌طرفانه جامعه جهانی این مذاکرات شانس موفقیت را دارند؟

دکتور نورزایی: بعد از اینکه ۹ دور مذاکره تا حال به کدام نتیجه‌ای نیانجامیده است و حالا هم ترمپ مذاکرات را متوقف کرده است باید دیده شود که تحولات بعدی چه سمت‌وسویی می‌گیرند. یک امر معلوم است: طالبان خود را برندۀ جنگ می‌دانند و با نخوت و تکبر ویژه‌ای به سیاسیون افغان به‌ویژه حکومت می‌نگرند. آن‌ها این نظام را قبول ندارند و همه‌یی دست اندرکاران این نظام را مزدوران امریکا می‌دانند و حقیر می‌شمرند. آن‌ها حالا وعده خشونت‌های دیگر را داده‌اند. ولی فکر نکنم که توقف مذاکرات ابدی باشد. این مذاکرات به نوعی در آینده از سر گرفته خواهد شد، چون راه حل نظامی وجود ندارد. طالبان ولی با تصور پیروزی در جنگ طرفدار صلح نیستند بلکه می‌خواهند که حکومت برایشان تسلیم داده شود. در صحبتی که عباس استانکزی برای طالبان در دوحه داشت مکرر از وظایف “امارت اسلامی” صحبت می‌کرد و اینکه تحت رهبری “امارت اسلامی” همه‌ای مردم در امن خواهند بود و حتی اقلیت‌های مذهبی و زنان هم در “سایه تعالیم اسلامی” حقوقشان محفوظ خواهد بود. در این صورت چگونه حکومت ضعیف افغانستان بدون همدستی و کمک جامعه‌ای جهانی و ایالات متحده می‌تواند مذاکرات صلح با گروهی داشته باشد که وی را اصولاً قبول ندارد و برایش “امارت اسلامی” مطرح است و نه نظام جمهوریت؟

افغانستان امروز: الزامات و اسباب پیروزی مذاکره بین‌الافغانی و بایدها و نبایدهای آن چه چیزهایی هستند، مسؤلیت‌های دولت و جامعه افغانستان اعم از احزاب، سیاسیون و جامعه مدنی در این خصوص چیست؟

دکتور نورزایی: در مذاکرات بین‌الافغانی با همراهی جامعه‌ای جهانی باید طالبان متقاعد ساخته شوند که آنها پیروز جنگ نیستند، بلکه طرفی از جنگ‌اند و نمی‌توانند به زور کشور را غنیمت جنگی‌شان تصور کنند. آن‌ها باید قبول کنند که بخشی از جریان سیاسی کشور اند و اصل جمهوریت را قبول کنند و اندیشه‌ای “امارت اسلامی” را از سر بیرون نمایند. آن‌ها باید به این اصل برسند که در جامعه‌ای امروزی افغانستان هر فرد یک رأی دارد و این جمهور مردم است که به حکومت مشروعیت می‌دهد و نه “شورای حل و عقد ملأهای کم سواد روستایی و از جهان بی‌خبر”.

حکومت و جامعه مدنی در صورت قبول شرایط ذکر شده، طالبان را به حیث گروه سیاسی و اجتماعی قبول کند و در یک دادوستد به صلحی برسد که حتماً راه وسطی خواهد بود. با در نظر داشت احساس غرور و کامیابی که بر طالبان مسلط شده است و در یک سال گذشته مذاکرات با ایالات متحده به آنها مشروعیت جهانی داده است، بعید می‌دانم که متقاعد کردن آن‌ها برای قبول راه سیاسی و جمهوری ساده باشد و یا حتی محتمل. ولی مذاکره در هر صورت باید صورت گیرد گرچه ما زیاد خوشبین نباشیم به اینکه این گروه متحجر و تنگ‌نظر بتواند این راه را برگزیند. وقتی کارد به استخوان رسیده است و جامعه در خشونت غرق شده است، باید همراه با تئودور روتکه، شاعر امریکایی آلمانی الاصل (۱۹۰۸- ۱۹۶۳) امید کنیم که “در روزگار تاریک، چشم بینا می‌شود.” (in a dark time, the eye begins to see)
سیاسیون و حکومت افغانستان باید به اجماعی فراگیر برسند و هیأت مذاکره کننده‌ای را ترتیب دهند که برای همه‌ای نیروهای سیاسی و مدنی کشور قابل قبول باشد. اگر این هیأت مذاکره کننده فراگیر نباشد و از تجربه و تعهد کافی برخوردار نباشد، در واقع این به طالبان کمک خواهد کرد تا این تیم را جدی نگیرند و مذاکرات به مشکل برخورد کند. از طرفی در صورت فراگیر نبودن تیم مذاکره کننده، نیروهای از قلم افتاده ممکن است دست به اخلال در برابر مذاکرات بزنند و به نتایج ممکن اعتراض کنند و همکاری نکنند که این خود مشکل دیگری را بر مشکلات فعلی خواهد افزود. تا جایی که می‌دانیم، سازمان ملل با کارشناسانی با تجربه در امور صلح سازی و میانجیگری همکاری داشته و دارد که باید از آن‌ها هم استفاده شود و سازمان ملل می‌تواند این کارشناسان را در اختیار تیم مذاکره کننده قرار دهد.

افغانستان امروز: در صورت ناکامی مذاکرات بین‌الافغانی چه پیامدها و تبعاتی را باید انتظار داشته باشیم، افغانستان به چه وضعیتی مواجه خواهد شد؟

دکتور نورزایی: با در نظر داشت شکاف ژرف و بی‌اعتمادی که بین حاکمان ارگ نشین و حاکمان بیرون از ارگ به وجود آمده است، سرخوردگی و نا امیدی مردم از حکومت و حاکمان، تبعات ناکامی مذاکرات صلح می‌تواند جنگ داخلی، نا امنی گسترده‌تر و ملوک اطوایفی باشد که به مصیبت و بدبختی مردم این کشور بیفزاید.